تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٣ - دشمن و دوست
از اين رو مىبينيم كه استقبال مسيحيان از اسلام به همان مقدار عناد و دشمنى يهود است با آن. يهود با كسانى كه ايمان آورده بودند بشدت دشمنى مىكردند ولى مسيحيان اظهار مودّت مىكردند. مشركان نيز مانند يهوديان بودند سركش و كينهتوز. چنان كه هيچ آيين جديدى را برنمىتافتند.
/ ٤٤٦ اين گرايش به حق در نزد مسيحيان بويژه نزد علماى نيكوكار آنان به حدى بود كه چون آيات خدا را مىشنيدند اشك از چشمانشان جارى مىشد و اين به سبب تأثير بسيارى بود كه آن آيات در روح آنان بر جاى مىگذاشتند.
بعضى از كشيشان مسيحى مانند احبار و كاهنان يهود نبودند كه هدفشان همه زر و سيم بود. اينان در تزكيه و اصلاح نفس خود سعى مىكردند و چون براى اين منظور وسيلهاى مىيافتند به سوى آن مىشتافتند.
شرح آيات
دشمن و دوست
[٨٢] «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا- دشمنترين مردم نسبت به كسانى كه ايمان آوردهاند، يهود و مشركان را مىيابى.» اما يهود بدان سبب كه حق را به كنارى افكنده بودند و تنها خود را محور قرار داده بودند و دلباخته نژاد بنى اسراييل بودند و آن را نژاد مقدسى مىشمردند كه همواره و هر جا كه او باشد حق هم همانجاست و نه بر عكس، نمىتوانستند حقيقت را بشناسند زيرا ارزش افكار را تنها به مقياس خويش مىسنجيدند.
اما مشركان، آنان نيز به نوبه خود حق را رها كرده بودند و از پى هواى نفس مىرفتند و بنده مال و جاه بودند، و به راهى پاى مىنهادند كه آنان را به مال و جاه برساند.
اينان نيز از حق انحراف جستهاند و در انحراف خويش سخت مصمم و مصر. پس با مؤمنان دشمنى مىكنند.