تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٩ - مسيحيان نمونهاى ديگر
زيرا به قساوت قلب و خوار شمردن دين خدا و تحريف آن گرفتار آمدهاند و بخشى از آن را به فراموشى سپردهاند و در ورطه خودمدارى فروغلتيدهاند، و اين خودمدارى چيزى جز بىارج شمردن ارزشهاى خداوندى و خود را محور همه چيز پنداشتن نيست.
/ ٣٢٩ اين خود مدارى موجب خيانت به يكديگر شده است. زيرا امانت از خوف و رجا و تعهد در برابر ارزشهاى خدايى و گرديدن بر محور حق حاصل مىشود.
اما اينان كه دلهايشان چون صخرهاى سخت شده آن سان كه حتى رايحهاى از روايح ارزشهاى الهى را احساس نمىكنند، چگونه معنى امانت را خواهند يافت؟
خيانت اين قوم نبايد ما را به عكس العملى از نوع اعمال آنان وادار سازد، زيرا امت اسلامى بايد اخلاقيات والاى خود را در معامله با ملتهايى كه اخلاقشان دستخوش فساد شده است رعايت كند و اعمال آنان را الگوى اعمال خود قرار ندهد.
از اين رو است كه قرآن ما را آگاهى مىدهد كه
«فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ- عفوشان كن و از گناهانشان درگذر كه خداوند نيكوكاران را دوست مىدارد.» «عفو» مؤاخذه نكردن گناهكار است از گناهش و «صفح» فراموش كردن همه گناه اوست و «احسان» آهنگ اصلاح گناهكار است با از ميان بردن اسباب و عوامل گناهش، چون فقر و جهل و كينهتوزى.
مسيحيان نمونهاى ديگر
[١٤] اين داستان قوم يهود بود و پيمانشكنى آنان، اما داستان مسيحيان در نقض پيمان از جهت قساوت قلب اندكى تفاوت دارد. زيرا رسالت مسيح بر پايه مواعظ و ترغيب و ترهيب است از اين رو اينان به لعنت قساوت قلب گرفتار نيامدند.
البته مسيحيان هم- چون يهوديان- بخشى از دين خود را به فراموشى سپردند و به جاى آن از پى اوهام و شهوات و مصالح دنيوى خويش رفتند.
اصولا بشر هنگامى كه از پى شهوات و اوهام و منافع شخصى خود رود بر