تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٦ - چگونه از ترس رهايى يابيم؟
است- بميريم.» اينان مىخواهند كه جهاد به تأخير افتد، حتى يك زمان اندك. زيرا دلهايشان لبريز از وحشت شده است.
«قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا- بگو متاع اين جهانى اندك است و آخرت از آن پرهيزگاران است و به شما حتى به قدر رشتهاى كه در ميان هسته خرماست ستم نمىشود.»
چگونه از ترس رهايى يابيم؟
[٧٨] رهايى از ترس مرگ ميسر نشود مگر زمانى كه تسليم آن شويم و ايمان بياوريم كه مرگ ما روزى فرا خواهد رسيد، در هر جا كه باشيم. و به حقيقت ايمان روى بياوريم كه مرگ مرگ است و فرقى نمىكند چه در عرصه پيكار باشد و يا در بستر بيمارى.
«أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ- هر جا كه باشيد و لو در حصارهاى سخت استوار مرگ شما را درمىيابد.» حصارهاى سخت استوار: همان بناهاى مرتفعى است كه بر ارتقاء تمدن دلالت دارند. آدمى، مىخواهد از زمين فرا رود، شايد از عوامل فنا برهد. قرآن مىگويد: حتى زمانى هم كه به آن حصارهاى بلند فرا رفته باشيد باز هم مرگ به سراغتان خواهد آمد و به حياتتان پايان خواهد داد. ترس از مرگ آدمى را از اقدام در تحمل مسئوليتهاى زندگى بازمىدارد ولى عامل ديگر هم وجود دارد و آن شانه خالى كردن از بار مسئوليت خود و انداختن آن بر دوش ديگران است.
«وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ- و اگر خيرى به آنها رسد مىگويند كه از جانب خدا بود.» به بيانى ادا مىكنند كه گويى خود را در آن مسئوليتى نبوده است.
«وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ- و اگر شرى به آنها رسد مىگويند از جانب تو بود.»