تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٧ - چه كسانى كافر شدند؟
اگر بگوييم مسيح سخنى دور از خرد بر زبان نياوردهايم؟
اين آفتاب غولپيكر كه اگر زمين ما در آن افتد گم شود، آن سان كه حلقه انگشترى در صحراى پهناور گم شود، اين كهكشانهايى كه ميليونها خورشيد در خود دارند كه برخى چنان عظيماند كه اگر خورشيد ما در آن افتد گم شود آن سان كه دانه ريگى در صحرايى عظيم گم گردد، اين ميليونها كهكشان كه در فضاى لا نهايه در حركتند و كهكشان ما با همه عظمتش در لابلاى آنها ناپديد مىشود، آيا همه اينها از آن اللَّه است؟ يا از آن عيسى كه انسانى ناتوان است كه جز مقدار كمى مكان را در زمين اشغال نمىكند؟/ ٣٣٩ آيا چه كسى شايسته خدايى است اللَّه يا مسيح بن مريم.
«وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما- از آن خداست فرمانروايى آسمانها و زمين و هر چه ما بين آنهاست.» يكى از علل اصلى كفر و شرك، جهل به عظمت خداوند است و عدم شناخت سلطه و اقتدار وسيع و ملكوت عظيم او. از اين رو هر زمان كه در قرآن سخن از شرك به ميان آمده از قدرت و عظمت پروردگار هم سخن رفته است تا مهمترين عامل شرك را از دل او بركند.
«يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ- آنچه مىخواهد مىآفريند و بر هر چيز تواناست.» [١٨] هنگامى كه مسيحيان گفتند: مسيح پسر خداست يا گفتند كه او خداست انگيزه روانى آنها اين بود كه از زير بار مسئوليت خود شانه خالى كنند.
آنان گفتند كه مسيح خداست و ما پيروان او مقرّبان درگاه او هستيم، پس او ما را عذاب نمىكند، بلكه ميان ما و پروردگار عرش همانند حاجز يا مانعى است تا ما در برابر گناهانمان عذاب نشويم.
اين همان گمراهى بزرگ است كه بشر بدان گرفتار آمده است. از بشرى كه نمىخواهد خود را مسئول هيچ يك از خطاهايى كه مرتكب شده، بداند چه انتظارى مىتوان داشت. آيا از او جز جرم و جنايت انتظارى ديگرى توان داشت.