تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤١٠ - رسالت آسمانى نه تقليد از نياكان
«وَ لكِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ- ولى كافران بر خدا دروغ مىبندند و بيشترينشان بىخردند.» دليل اين بىخردى اين است كه بدون علتى معقول طيبات را بر خود حرام كردهاند.
رسالت آسمانى نه تقليد از نياكان
[١٠٤] خدا از انسان مىخواهد كه از موهبت علم و عقل استفاده كند ولى كفر دريچههاى قلب كافر را مىبندد و نمىگذارد كه نور عقل در آن داخل شود. از اين رو مىبينى كه از عقل خود بهره نمىگيرد بلكه از كسانى تقليد مىكند كه از حيث عقل و هدايت از او كمترند.
واقع اين است كه تقليد خواه از اجتماع باشد و خواه از نياكان بيش از هر چيز راه ترقى و پيشرفت انسان را مىبندد.
«وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا- و چون به ايشان گويند كه به آنچه خدا نازل كرده است و به پيامبر روى آوريد گويند: آن آيينى كه پدران خود را بدان معتقد يافتهايم ما را بس.» ملاحظه كنيد، مىگويند «ما را بس» يعنى حركت خود را در مسير زندگى مىبندند و بى آن كه به آينده نظرى افكنند هم چنان به گذشته بسنده كردهاند.
«أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ- حتى اگر پدرانشان هيچ نمىدانستهاند و راه هدايت نيافته بودهاند.» يعنى آيا حتى اگر پدرانشان به سبب دست نيافتن به دو مصدر و منشأ پيشرفت و تعالى، يعنى علم و هدايت راه فلاح را گم كرده بودهاند./ ٤٨١ باز هم از آنان تقليد خواهند كرد؟ در صورتى كه چراغ علم افروخته است و نور هدايت راهشان را روشن كرده است.