تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - مصلحتگرايى درد جهاد
اين تشكيل دهنده پايگاه يك ارتش مكتبى است، پيش آمادگى و ايثار و سازماندهى (احتياط، بسيج، استوارى يا همه اين ويژگيها).
/ ١٢٠
مصلحتگرايى درد جهاد ...
[٧٢] اى مؤمنان، همانند آن بزدلانى كه در جنگ سستى مىكنند و خود را واپس مىدارند و چشم به راه نتيجه پيكار در خانههاى خويش غنودهاند، مباشيد.
اينان چون آسياب جنگ، ضد مسلمانان به چرخش مىافتند، شماتت مىكنند و شادمانى مىنمايند كه همراه پيكار جويان مسلمان نبودهاند، بدين پندار كه سبب اين شكست سر بر تافتن آنان از جهاد بوده است. اينان براى خود در اين مبارزه حسابى باز نمىكنند و همواره ديگر مسلمانان را مسئول مىشمارند و چنان ميان خود و آنان فاصله مىافكنند و خود را از آنان جدا مىپندارند كه گويى از قومى ديگرند نه از مسلمانان. هنگامى هم كه مسلمانان پيروز شوند و به غنايم دست يابند دلهايشان لبريز از حسرت و حسد مىشود و از آن همه غنايم كه به دست مسلمانان افتاده به رشك مىآيند.
خداى تعالى اين گروه را نكوهش مىكند، تا مبادا يكى از ما هم خود را چنان بيند كه گويى از جرگه مسلمانان بيرون است و مسئوليت پيروزى و شكست جهاد را به گردن نگيرد.
«وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهِيداً- از ميان شما كسى است كه در كارزار درنگ مىكند و چون به شما بلايى رسد مىگويد: خدا در حق من انعامى كرد كه در آن روز همراهشان نبودم.» اى سپاس پروردگار را به جاى مىآورد كه به حضور در معركه توفيق نيافته، در حالى كه سبب عدم شركت او چيزى جز مصلحتانديشى او و گريز از جنگ نبوده است و خداوند در روز قيامت به حساب او خواهد رسيد.
[٧٣] «وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ