تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٠ - نمىخواهيم در شمار مزدوران درآييم
مىيابند و اين سيادت را به بهاى استقلال ميهن و خوارى و بردگى ملت خود و درهم شكستن ارزشهاى آن مىخرند.
«الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ- كسانى كه به جاى مؤمنان كافران را به دوستى برمىگزينند، آيا عزت و توانايى را در نزد آنان مىجويند.» نه، هرگز. نتوانند با گرايش به بيگانه به قدرت و قوت رسند، زيرا بيگانه چون سلطه يابد نخستين گروهى را كه از صحنه قدرت بر كنار مىسازد همين گروه وابسته به او و خدمتگزار اوست.
مسلّم است وقتى اجنبى به اينان ميدان مىدهد عاشق چشمان سياهشان نشده است، بلكه او عاشق بازارهاى تجارت است كه غالبا با منافع اين گروه هم تناقض پيدا مىكند. از اين رو آنان را بر سر ميز مذاكرات يكباره مىفروشد و براى سود ديگرى دندان تيز مىكند.
/ ٢٢٥ پس عزت و قدرت اين گروه در كجا نهفته است؟ آرى، در يك جا، كليد زرّين اين گنجينه در دست كسانى است كه به صفوف ايمان مىپيوندند و شوكت و قدرت ملت را تقويت مىكنند. اينان هستند كه مىتوانند در ميان امتهاى خود سيادت و سرورى جويند و بس، زيرا
«فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً- عزت به تمامى از آن خداست.»
نمىخواهيم در شمار مزدوران درآييم
[١٤٠] تا بيگانه كافر نتواند برخى نفوس ضعيف از فرزندان امت اسلامى را به سوى خود جلب كند، اسلام مسلمانان را از گوش دادن به تبليغات گمراه كننده آنان كه هدفى را جز كشاندن مردم ساده به عوالم مزدورى تعقيب نمىكند، منع كرده است.
«وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ- و از اين پيش در اين كتاب بر شما نازل