تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢ - فلسفه بردگى
است كه ازدواج كند، آن هم به قصد تشكيل خانواده و داشتن فرزند و تربيت آنها ولى اين ازدواج را محدود به مدتى معين مىكند، و به جاى آنكه زن را به بازيچه گيرد و او را وعده ازدواج دائم دهد و عاقبت در اثر آن علل و عوامل او را رها كند، از همان آغاز حقيقت امر را به صراحت با او در ميان مىگذارد تا او هم تكليف خود را بداند.
قانون اسلامى كه طلاق را مقرر كرده نمىتواند ازدواج موقت را كه در محتوى شبيه ازدواج و پس از آن اجراى طلاق است مشروع نداند. از اين رو مىفرمايد
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً و زنانى را كه از آنها تمتع مىگيريد، واجب است كه مهرشان را بدهيد.» پس بنا به تفسير ابن عباس و سرى و ابن سعيد و جماعتى از صحابه و تابعين مشروعيت ازدواج موقت از اين آيه معلوم مىشود ولى در آن رعايت دو شرط ضرورى است
نخست آنكه قصد ازدواج داشته باشد نه زنا به عبارت ديگر قصد تشكيل خانواده داشته باشد.
دوم آنكه مرد همه مهر را به زن بپردازد و براى او مهرى معين كند كه اداى آن بر او واجب باشد. آرى اگر زن به ميل و خواست خود از مهر صرفنظر كرد جايز است.
«وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيماً- و پس از مهر معين در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهيد گناهى نيست. هر آينه خدا دانا و حكيم است.»
فلسفه بردگى
[٢٥] قانون بردگى در اسلام با آن مراسم و قوانين كه در عصر جاهلى معمول بوده اختلاف/ ٥٥ بسيار دارد. بارزترين موارد اين اختلاف اين است كه در قانون