تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٤ - فلسفه بردگى
كسى كه به تربيتش همت گماشته اشراف داشته باشد. هدف اسلام از اعطاى حقوقى به صاحب برده نسبت به او، همين امر است. يكى از اين حقوق اين است كه صاحب كنيز مىتواند او را به هر كه صلاح مىداند به زنى دهد. ولى از سوى ديگر ازدواج با زنان اسير براى شوهر مشكلاتى ايجاد مىكند و گاه روابط زناشويى و تشكيل خانواده را به خطر مىاندازد. از اين رو اسلام توصيه مىكند كه ازدواج با كنيزان تنها بايد از روى اضطرار و ناچارى باشد.
«وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ هر كس را كه توانگرى نباشد، تا آزاد زنان مؤمنه را به نكاح خود درآورد، از كنيزان مؤمنهاى كه مالك آنها هستيد به زنى گيريد.» درست نيست كه تصور شود كه كنيز از روى صدق و حقيقت ايمان نمىآورد، و ايمان او ظاهرى است و به خاطر منافعى است كه از آن عايدش مىشود. قرآن مىگويد كه اين تصور صحيح نيست، زيرا خداوند است كه به حقيقت ايمان هر كس آگاه است.
اما اگر بخواهند با اين مقياس با يكديگر معامله كنند، اين شك و ترديد به هر انسان ديگرى هم تسرى مىيابد و با وجود چنين جوّ آكنده از بدبينى زندگى آدميان با يكديگر دشوار مىگردد. از اين رو مىگوييم آنچه بر عهده ماست نگريستن در ظواهر ايمان است يعنى كسى كه به ظاهر اظهار اسلام و ايمان كرد ما را بسنده است. همچنين از اعتقادات باطل و نادرست اين است كه اسيرى را كه از نژاد عرب نباشد فروتر از كسانى كه نژاد عربى دارند به حساب آوريم. زيرا خداوند همه را از يك تن بيافريده و مردم همه اعضاى يك پيكرند.
«وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ- خداوند به ايمان شما آگاهتر است و همه از جنس يكديگريد.» ازدواج كنيزان بايد به اجازه سرورانشان باشد زيرا اينان بندگان و مملوك سروران خويشاند، و نيز به اين اعتبار كه آنان با رسوم اسلامى به تازگى آشنا