تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٣ - منشأ شرك
منشأ شرك
[١١٧] شرك به خدا از انديشه قواى غيبى خارق العاده كه ارواح ناميده مىشوند آغاز مىگردد، و اين ارواح بر دو دستهاند
ملائكه كه قواى خيرند و اجنه كه قواى شريرهاند.
در عصر جاهليت عربها ملائكه را دختران خدا مىپنداشتند و آنها را مىپرستيدند. در حالى كه جن را از آن رو پرستش مىكردند كه همتايان خدا هستند و با سلطه او در عالم وجود رقابت مىكنند.
«إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً- نمىخوانند سواى اللَّه مگر الاهههايى را و نمىخوانند سواى اللَّه مگر شيطانى سركش را.» سركش يعنى متمرد از اطاعت و اوامر سرور خود. اعتقاد به ارواح، اعم از ارواح خير باشد و يارى طلبيدن از آنها و براى آنها نمادهايى به صورت بت ساختن و پرستيدن و در پايشان قربانى كردن، همه اينها بند و زنجيرهايى است بر قواى بشرى و قيودى است كه راه آزادى او را در مسير حيات برمىبندد.
/ ١٩٣ آن عرب جاهلى كه مىپنداشت «هبل» او را از بيماريش شفا مىدهد سعى خود را براى يافتن دارو به كار نمىبرد هم چنان كه براى زياد شدن مال يا اراضى يا چارپايان خود تلاش نمىكرد و در بازرگانى خود را به رنج نمىافكند زيرا معتقد بود اگر چند قربانى تقديم بت كند معجزه او زندگى اقتصادىاش را تأمين خواهد كرد.
همچنين عقولشان را به كار نمىانداختند زيرا بر آن بودند كه جنّها (شياطين) به آنها الهام مىكنند. گاه در غرفهاى تاريك مىنشستند و مدتها منتظر الهام اجنه مىماندند در اين حال چنان به خيالشان مىرسيد كه هاتفى غيبى آنان را آواز مىدهد و با ايشان گفتگو مىكند و حال او خود بود كه با خود گفتگو مىكرد و جز مشتى اباطيل دستگيرش نمىشد ولى همين امر او را از تعقل بازمىداشت.