تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٨ - كيفر قتل عمد
قتل نفسى- غير عمد- شده بر او واجب است كه انسانى را از بردگى برهاند. زيرا آزادى از بردگى همه نيروهاى مرد مؤمن را كه تا آن زمان در قيد رقيت بود آزاد مىكند و او را به جاى آن مقتول به زندگى اجتماعى بازمىگرداند. زيرا جامعه با قتل يكى از افرادش بخشى از نيروى فعال خود را از دست داده است.
اما روزه، در درجه دوم است، و براى آن است تا آن قاتل را تربيت كند تا از آن پس در اعمال خويش جوانب كار را بهتر و بيشتر بنگرد تا بار ديگر راه خطا نپيمايد و مؤمن ديگر را با اشتباهى كه مرتكب مىشود نكشد.
/ ١٥١ در اين روزها به سبب بىباكى در رانندگى و عدم توجه به قوانين راهنمايى قتل غير عمد بسيار اتفاق مىافتد. اگر قوانين اسلامى چون ديه و كفاره در حق كسانى كه مرتكب چنين قتلهايى مىشوند اجرا گردد مردم به تعاليم رانندگى توجه بيشتر مبذول خواهند داشت و اينگونه حوادث كمتر خواهد شد.
همچنين پزشكانى هستند كه مردم را به خطا، يعنى به سبب اشتباهاتى كه مرتكب مىشوند مىكشند. اگر قانون ديه و كفاره رعايت گردد آنان نيز به تعاليم پزشكى توجه بيشتر خواهند نمود و بيش از پيش در فكر نجات جان بيماران هستند.
كيفر قتل عمد
[٩٣] تجاوز به جان يك انسان از روى عمد كيفرش جاودانه در آتش ماندن است. زيرا قتل سبب پايان دادن حيات مقتول در اين دنياست پس جزاى آن پايان دادن فرصتهاى زندگى اخروى است.
«وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها- و هر كس مؤمنى را به عمد بكشد، كيفر او جهنم است كه در آن همواره خواهد بود.» اما جزاى دنيوىاش اين است كه هرگز رستگار نخواهد شد و از رحمت واسعه خداوندى دور خواهد گرديد.
«وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِيماً- و خدا بر او خشم گيرد و لعنتش كند و برايش عذابى بزرگ آماده سازد.»