تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٧ - از حسنات تا سيئات
اينان خود از زير بار مسئوليت شانه خالى مىكنند و در مقابل، رهبرى را بدنام مىسازند و در كفايت و لياقت او مردم را به شك مىاندازند. اين است صفت اين گروه ضعيف الاراده.
/ ١٢٧ «قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً بگو: همه از جانب خداست. چه بر سر اين قوم آمده است كه هيچ سخنى را نمىفهمند.» آرى، عقده خوف از مرگ و فرار از مسئوليت نمىگذارد فهم سخن كنند و به حقايق آشنا شوند.
ترس، بزرگترين حجاب ميان انسان و حقايق است. بسيارى از مردم اصلا گوش خود بر هر توجيه و توجيهگرى برمىبندند. مبادا چيزى بفهمند و مسئوليتى بر عهده آنان آيد. بسيارى ديگر مردان خدا را از پيامبران و صديقان تكذيب مىكنند تا از مسئوليت اطاعت آنها برهند.
از حسنات تا سيئات
[٧٩] سرچشمه حسنات و سيئات خداى تعالى است كه حكيم و عليم است. بنا بر اين هر نيك و بد كه به مردم رسد جز بر وفق حكمت بالغه خداوندى نيست و هدف آن نيز معين است و خدا به بندگان خود ستم نمىكند.
اين انديشه كه در آيه پيشين مطرح شده بيانگر اين اصل است كه جهان بر وفق عقل و خرد بنا شده و بر طبق يك تدبير متين اداره مىشود و متوجه به هدفى حكيمانه است.
سؤالى باقى مىماند كه چرا برخى به بعضى مصايب، گرفتار مىآيند و بعضى از خوبيها و خوشيها متمتع مىشوند؟ چرا ما را زمانى بديها و گرفتاريها و شوربختيها مىرسد و گاهى خوشيها و راحتيها؟
قرآن در اين آيه به اين سؤال پاسخ مىدهد
اما حسنات، خداى تعالى چون مردم را بيافريد مىخواست به آنان رحمت