تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١١ - علاج برخى بيماريهاى اجتماعى
حقى نيست و برايت انواع وسايل تمتّع و لذّت را فراهم آورد و نيز ضيافت خويش به مدتى محدود ننمايد! چسان در تمام مدت مهمانى خود را سپاسگزار او احساس مىكنى و با او با نهايت گشادهرويى و ادب برخورد مىنمايى؟ اين همه براى چيست؟ براى اين است كه بر تو نعمتى ارزانى داشته كه تو مستحق آن نبودهاى و نيز مىترسى كه مبادا در هر لحظه نعمت خويش از تو بازگيرد.
بنده شاكر خداوند نيز چنين است. هر چه آگاهىاش به نعمت خداوندى بيشتر شود در نتيجه ايمانش به خدا فزونى يابد و هر بار كه او را نعمتى تازه ارزانى مىدارد، شعورش به نعمت او فراوانتر گردد. به عكس منافق كه هر چه نعمت حق بر او افزونتر شود/ ٢٣٧ پندارد كه اين بخشى از حقوق حقه اوست و اين دليل بر عظمت خود اوست، پس در نتيجه بر كفر و طغيانش بيفزايد.
ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً- چرا خدا شما را عذاب كند، اگر سپاسگزار باشيد و ايمان آوريد؟ در حالى كه خدا شكرپذير و داناست.» هر چه سپاسگزارى و قدردانى تو از نعمتى كه بر تو عطا كرده زيادتر گردد خداوند سپاس تو را بيشتر بپذيرد و تو را در نعم تازه خود بيشتر غرقه سازد.
علاج برخى بيماريهاى اجتماعى
[١٤٨] چون نفس از شكرگزارى به درگاه خداوند اشباع گردد، و از رضا و تسليم سرشارتر گردد، حسد و حقد و كراهت در او كمتر شود. زيرا اين صفات نكوهيده مولود تنگنظرى است و چون كينهتوزى و دشمنى كه حاصل خودبينى و فرديت است از ميان برخيزد صفا و محبت و مدارا جاى آن را خواهد گرفت و آدمى درباره ديگران حسن نظر خواهد يافت و از آنان به نيكى ياد خواهد كرد.
خداوند تجاهر به بدگويى و بدزبانى را دوست ندارد، مگر آنكه آن را هدفى نيكو و پسنديده باشد. مثلا حالت اعتراض به ظالم را داشته باشد و مردم را عليه او برانگيزاند.