تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٥ - نبودن معيارها و داورى از روى ترديد
است كه روزى چند مهلتشان مىدهد تا سرمست نعمتهاى اين جهانى گردند و عقل و اراده خود از دست بدهند. سپس به ناگاه آنان را فرومىگيرد، مثلا آن سان كه درباره قوم لوط عمل كرد. آن گاه كه ملائكه عذاب را بر سرشان فرستاد اما به صورت مهمان، با صورتى زيبا، آن سان كه سبب انگيختن هواى نفسى ايشان شدند كه پيش از اين بدان اعمال ناپسند خوگر شده بودند. چون از آمدنشان خبر يافتند و چشمانشان به جمالشان افتاد چه هوسها در سر پختند و خيالها در دل پروردند كه در دلشان ذرهاى تقوى و ايمان نمانده بود./ ٢٣٠ در اين هنگام آن فرشتگان به صورت اصلى خود درآمدند. آن هيبت غلاظ و شداد بازيافتند و شهرشان را از جاى بركندند و بر سرشان ويران ساختند.
آرى، خداوند آن گروه از بندگان خويش را كه قصد فريب او دارند بدين گونه مىفريبد.
«وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا- و چون به نماز برخيزند، با اكراه و كاهلى برخيزند و براى خودنمايى نماز كنند و در نماز- جز اندكى- خداى را ياد نكنند.» آنان به حقيقت نماز نمىگزارند در برابر مردم به نماز تظاهر مىكنند.
وقتى كه نماز مهمترين شعائر عبادى است با اين روحيه به جاى آرند با ديگر واجبات چگونه عمل خواهند كرد؟
اين نمونهاى است از فريب دادن منافقان خود را و كيفيت انجام واجباتشان، و ما از همين نمونه مىتوانيم از راه و روش ايشان مطلع گرديم.
نبودن معيارها و داورى از روى ترديد
[١٤٣] صفت ديگر منافقان، شك و ترديد است و آنان موضع خود را بر حسب يك معيار صحيح برنمىگزينند. بلكه مىخواهند هر دو جبهه كفر و اسلام را حفظ كنند و از هر طرف بر حسب مصالح آنى و عاجل خود استفاده نمايند.
«مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ- سرگشتگان ميان كفر و ايمانند.»