تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٦٢ - دست خدا گشاده است
«وَ تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ- مىبينى، بسيارى از ايشان را كه به گناه مىشتابند.» يعنى در گفتن سخن كفرآلود و باطل درنگ و ترديد نمىكنند.
ايمان يك مانع باطنى است در برابر تجاوز به حرمت ديگران و اين تجاوز به وسيله افروختن آتش جنگهاى استعمارى و اشاعه جو وحشتافكنى به قتل و بند يا تبعيد چنان كه رژيمهاى طاغوتى مىكنند صورت مىگيرد. اما كسى كه اين مانع باطنى را نداشته باشد به تجاوز شتاب مىورزد.
«وَ الْعُدْوانِ- و تجاوز.» آنچه از سخن كفرآلود و تجاوز هدف اين گروه است، خوردن اموال مردم است كه در واقع چون تكهاى است از پوست زخمى پرچرك و خون و ميكربى كه از تن كسى بريده باشند. اين است آنچه در آيه از آن به «السحت» تعبير كرده است.
«وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ- و حرامخوارگى، چه بد كارهايى مىكردند.» [٦٣] فساد در اين جامعه گاه به مقامات بالا هم سرايت مىكند، مثلا به رجال علم و دين. اينان كه بايد خود از عوامل اصلى اصلاح جامعه باشند ولى به سكوت مىگرايند.
/ ٤٢١ «لَوْ لا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ- از چه روى خداپرستان و دانشمندان آنان را از گفتار بد و حرامخوارگى بازنمىدارند؟ چه بد كارهايى مرتكب مىشوند.»
دست خدا گشاده است
[٦٤] از افكار خرافى فاسدى كه در چنين جامعهاى شايع بود، هم چنان كه نزد يهود، اين بود كه مىگفتند: دست خدا بسته است و او مخلوقات را بيافريد ولى ديگر قدرت تغيير و تحول و تطور در آنها را ندارد. با اين انديشه نقش دين در زندگى