تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٢ - چه وقت ايمان مىآورند؟
/ ٢٤٨ «وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ- و حال آنكه مسيح را نكشتند و بردار نكردند، بلكه امر برايشان مشتبه شد.» آنان كس ديگر را كشتند و پنداشتند كه عيسى را كشتهاند. عيسى را خداوند زنده به آسمان برده بود.
«وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ- هر آينه آنان كه درباره او اختلاف مىكردند خود در ترديد بودند.» مجرد اختلاف در كيفيت قتل او دليل است كه در قتل او يقين نداشتند و گرنه كشتن شخصيت بزرگى چون عيسى محال است كه موجب شك و ترديد شود.
«ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِ- به آن يقين نداشتند. تنها پيرو گمان خود بودند.» اين گمان چيزى بود كه پس از غايب شدن عيسى پديد آمد. برخى پنداشتند كه او را كشتهاند و برخى پنداشتند كه او را بردار كردهاند.
«وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً- و عيسى را بيقين نكشته بودند.» [١٥٨] خداوند عيسى را به نزد خود بازگردانيد، او را به آسمان برد. در حالى كه زنده است و روزى خود مىخورد. خدا به عزت خود قادر است. به مقتضاى حكمت خود پس از اينكه رسالت خويش بگزارد و وظيفهاش را انجام داد او را به آسمان برد.
«بَلْ رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً- بلكه خداوند او را به نزد خود فرا برد كه خدا پيروزمند و حكيم است.»
چه وقت ايمان مىآورند؟
[١٥٩] اينان كه با كتابهاى آسمانى آشنايند مىدانند كه عيسى جز پيامبرى از سوى خدا نبوده است. و اگر در آن ترديد مىورزند گاه هدف اين ترديد جز مصالح شخصى آنهاست. يا عامل اين ترديد تنگنظرى/ ٢٤٩ است يا حسد و يا تكبر و چون حجابهاى شبهت از روى ديدگانشان برافتد يا مصالح شخصى را به يك سو