تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢ - مهر حق زن است
رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد.» عدم رعايت عدالت اين است كه به يك زن خود بيشتر توجه كند و ديگران را سرگشته رها كند آن سان كه نه از حقوق جنسى بهرهمند گردند و نه حقوق اقتصادى و اجتماعى و نه آنها را طلاق گويد كه با مرد ديگرى ازدواج كنند.
برخى از مردم با بيوهزنى ازدواج مىكنند به قصد خوردن اموالش. و سپس او را در رنج رها مىسازند. قرآن چنين كسانى را از ارتكاب چنين اعمالى بر حذر داشته و فرمان داده كه تنها به يك زن بسنده كنند.
«أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ- يا هر چه مالك آن شويد.» يعنى همخوابگى با كنيزان به قصد خالى كردن شهوت جنسى و در فساد نيفتادن. اين يكى از جنبههاى واقعگرايى قانونگذارى اسلامى است كه از هرج و مرج جنسى بشدّت ممانعت مىكند. از سوى ديگر راه لذت حلال را به ازدواج يا مالكيت مىگشايد.
«ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا- اين راهى بهتر است تا مرتكب ستم نگرديد.» اكتفاء به يك زن يا همخوابگى با كنيزان آدمى را از گرايش به باطل باز مىدارد در حالى كه تعدد زوجات گاه ممكن است موجب ظلم و فقر و مسكنت گردد.
مهر حق زن است
[٤] پس از سخن از يتيم در باب حقوق زن و از جمله آن حقوق از مهر كه مهمترين آنهاست بحث مىشود. مهر، مال ثابتى است كه اغلب زنان مالك آن مىشوند. اسلام فرمان داده كه بايد مهر زنان پرداخت گردد و بيان داشته كه زن نيز اعم از اينكه داراى شوى باشد يا شويش را از دست داده باشد، مالك آن مىشود.
ديگر نظامات بشرى حق تملك زن را بويژه اگر داراى شوى باشد نفى كردهاند.
اخيرا زنان غربى توانستهاند برخى آزاديهايى به دست آورند و پس از ازدواج حق تملك پيدا كنند و حال آنكه/ ٢٢ اسلام اين حق را از همان روزهاى آغاز ظهور خود به