تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٨٤ - دشمن و دوست
«وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ/ ٤٤٧ قِسِّيسِينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ- و مهربانترين كسان نسبت به آنان كه ايمان آوردهاند كسانى را مىيابى كه مىگويند: ما نصرانى هستيم. زيرا بعضى از ايشان كشيشان و راهبان هستند و آنها سرورى نمىجويند.» اينان در پى جستن حقاند ولى آن را نمىيابند. از اين رو مىبينى كه در برابر حق- چون بشنوند- سركشى نمىكنند همين امر سبب شده كه براى هدايت فرصتى بيشتر داشته باشند.
[٨٣] «وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِ- چون آنچه را كه بر پيامبر نازل شده است بشنوند و حقيقت را دريابند چشمانشان پر از اشك مىشود.» تأثير حق در نفوس پاكيزه بسيار است، به گونهاى كه ذهن را به خود مشغول مىكند و اوتار روح را به لرزش مىآورد و شوق ايمان را در دل به جوش مىآورد. و بيم و اميد در ميانش مىگيرند. سرشك از ديدگان جارى مىگردد. زبان نيز خاموش نتواند ماند، آنچه را در درون مىجوشد بيان مىكند.
«يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ- مىگويند اى پروردگار ما، ايمان آورديم، ما را نيز در زمره شهادت دهندگان بنويس.» اينان بيم آن دارند از قطار مؤمنان واپس مانند. از اين رو به ايمان مىشتابند و از خدا مىخواهند كه آنان را نيز در شمار مؤمنان به حساب آورد.
[٨٤] علتى كه آنان را به ايمان فرا مىخواند، اين است كه پيش از اين در جستجوى حق و صلاح بودهاند. هدفشان در زندگى فقط خودپرستى نبوده است و در پى آن نبودهاند كه چون يهود در زمين برترى جويند و فساد كنند. همچنين هدفشان از زندگى رفتن در پى خور و خواب و خشم شهوت نبوده است. بلكه همواره اصلاح نفس خود و ارضاء پروردگارشان را مىطلبيدهاند. نياتشان پاك و دلهايشان پيراسته از هوى بوده است.
«وَ ما لَنا لا نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ