تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٨ - شرح آيات
موسى عليه السلام بر آنها مبعوث شد و آنچه در طلب آن بودند برايشان بياورد ولى طولى نكشيد كه از او خواهشى ديگر كردند و آن هم خواهشى برآورده ناشدنى، گفتند: خدا را به ما بنماى! آيا مىتوان خدا را به چشم ديد؟ آنها از موسى مىخواستند كه خدا را به آنها نشان دهد تا ايمان بياورند.
«يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ- اهل كتاب از تو مىخواهند كه بر ايشان كتابى از آسمان نازل كنى اينان بزرگتر از اين را از موسى طلب كردند و گفتند: خدا را آشكارا به ما بنماى. به سبب اين سخن كفرآميزشان صاعقه آنان را فروگرفت.» صاعقهاى آمد و همه را يكسره نابود نمود، سپس بار ديگر خداوند آنان را زنده نمود. سؤال اين است كه چرا پس از اين سؤال سخيف و بيجا گرفتار صاعقه شدند؟
جواب اين است كه آنان زين پيش به خود و مردم ستم مىكردند و اين سؤال پردهاى بود روى ظلمشان. يا بدين جهت كه اين خواهش دليل آن بود كه به خدا كافر شدهاند و ارزشهاى خدايى را انكار مىكنند.
خداوند پيش از اين معجزاتى براى آنها مقرر داشته بود. از دريا گذشته بودند و دريا برايشان شكافته شده بود همانند جادهاى خشك و دشمن ايشان فرعون را غرق كرده بود.
خداوند برايشان منّ و سلوى فرو فرستاده بود و تخته سنگها را شكافته بود تا چشمهها از آن بجوشند و آب گوارا بنوشند. با اين همه گوساله پرستيدند. آيا اين دليل آن نيست كه آنان را انگيزه گرايش به كفر نيرومند شده بود؟
«ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً- پس از آنكه معجزههايى برايشان آمده بود، گوسالهاى را به خدايى گرفتند و ما آنان را بخشيديم و موسى را حجتى آشكار، ارزانى