تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٧٥ - بخل بيمارى توانگران
پروردگار عالم و پيامبر او و رهبرى اسلامى و انفاق در راه خدا از روى اخلاص تام.
(زيرا خداوند هيچ متكبر خودخواهى را دوست ندارد.) «الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ- آنان كه بخل مىورزند و مردم را به بخل وامىدارند و مالى را كه خدا به آنها داده است پنهان مىكنند.» مختال در اين آيه به معنى كسى است كه به ثروت خويش مغرور است يا به هر امتياز ديگر. و فخور كسى است كه به اين ثروت تظاهر مىكند و بر مردم ديگر فخر و تكبر مىفروشد. اين صفت نفسانى ناشى از احساس ضعف و نقص است كه صاحب چنين صفتى مىخواهد آن را با خودپسندى و مفاخرت جبران نمايد.
انسان با نعمتهايى كه خداوند به او ارزانى داشته مىخواهد بر ديگران فخر فروشى كند و به نيروى آن نعم خدايى دست تطاول بر ديگرى دراز كند. توانگران بيش از هر طبقه ديگر در معرض خطر اين بيمارى هستند. يكى از عوارض اين صفت ناپسند و نكوهيده بخل است. زيرا كسى كه به مال خود مفاخرت مىكند و باد غرور در سرش افتاده همواره بيم آن دارد كه اين مال نقصان يابد يا از دستش به در رود، آن وقت شخصيت خود را از دست بدهد پس حرص و آزمندى او به مال، حرص و آزمندى اوست به بقاى زندگى و شخصيت خود. بنا بر اين مال دنيا براى او معنى ديگرى در بردارد.
بخيل خودپسند فخر فروش مىبيند كه ديگران كه اموال خود را انفاق مىكنند/ ٨١ در نزد مردم شهرت و اعتبار فراوان كسب كردهاند، پس ديگران را از انفاق نهى مىكند تا آنان نيز از شهرت و اعتبار محروم مانند و همانند او شوند. از اين روست كه يكى از وظايفى كه بخيل براى خود قايل شده اين است كه نيكوكاران را از انفاق منع كند.
و چون مردم بر او فشار مىآورند كه دستى برآورد مالى انفاق كند مىبينيم كه ثروت خويش پنهان مىدارد و به فقر تظاهر مىكند در بعضى مواقع هم ثروت خود را پنهان مىكند، مباد در خطر افتد يا از همه كسانى كه با او كوس رقابت مىزنند