تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١١ - دو عبرت
نخواهد افروخت زيرا نيمى از جنگها بدون مجوز و انگيزه خواهد ماند.
در اين صورت چه چيز موجب مىشود كه ملتها از يكديگر بيمناك نشوند و در نتيجه پس از تهديد يك طرف، دست به جدال و كشتار نگشايند؟
پاسخ اين است كه خوف از خدا. خوف از خدا در برابر خوف از بشر پايدارى مىكند، زيرا تو از مردم مىترسى/ ٣٥٥ و مىخواهى با آنان وارد جنگ شوى ولى از طرف ديگر از خدا هم مىترسى. همين ترس از خدا مانع آن مىشود كه تصميم خود را عملى سازى. از اين روست كه هابيل مىگويد
«إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ- من از خدا كه پروردگار جهانيان است مىترسم.» زيرا خدا پروردگار مردم است، دوستشان دارد و راضى نمىشود يكى بر ديگرى تجاوز ورزد.
سخن آخر آن كه: چنين موضعى كه هابيل اتخاذ كرده است دليل بر تسليم او در برابر ظلم نيست. اسلام بطور صريح و جدى ضرورت مقاومت در برابر ستمكاران را تأكيد مىكند ولى هنگامى كه ستمكار دست ستم گشايد يا عملى كند كه حتما منجر به ستم گردد.
هابيل هنوز يقين نكرده بود كه قابيل واقعا قصد قتل او را دارد. بلكه سخن او را مجرد تهديد مىانگاشت يا لا اقل احتمال قتل خود را مىداد. و قابيل ناگهان و بىخبر او را كشت.
[٢٩] آن گاه هابيل كه نمىخواست مجرم شود، حتى اگرچه اين امر به قربانى شدن او بينجامد گفت
«إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ- مىخواهم گناه مرا به گردن گيرى و هم گناه خود را.» زيرا قاتلى كه كسى را به ناحق بكشد، در روز قيامت همه گناه مقتول را به گردن او خواهند نهاد، در حالى كه خدا همه گناهان مقتول را خواهد آمرزيد.
«فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ- تا از دوزخيان گردى