تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٧ - شرح آيات
نزديك شويم و آن را بهتر دريابيم، بايد بدانيم كه اصطلاح مصالح امريكا يا مصالح روسيّه يا اصطلاحاتى از اين قبيل در واقع تعبيرى واضح از لهله زدن و دويدن به دنبال دنياست، مگر نه اين كه همين مصالح دستگاه گرداننده امريكا را به كشتن ميليونها نفر در ويتنام و كامبوج و السالوادر و ... و ... وادار كرد؟ و مگر نه اين كه همين مصالح حزب كمونيست روسى را به كشتن ميليونها تن در افغانستان و ديگر جايها واداشت؟
[٢١] وانگهى آيا انسان فقط به فرو رفتن در گرداب زد و خوردها و تباه كردن سرزمينها و مردمان اكتفاء مىكند؟ هرگز ... بلكه مىكوشد اقدامات و موضعگيريهاى خود را از طريق دينى كه براى خود ساخته و پرداخته توجيه كند، و اگر واقعيّت فرهنگى و تبليغاتى را در جهان امروز مورد بررسى قرار دهيم به يك نتيجه مىرسيم، و آن نتيجه اين است كه بيشتر ايدئولوژيها و فرهنگها از واقعيّت مصلحت گرايى انسان برخاسته است. پس براى حمايت از مصالح خود اين دولت يا آن حزب را مىبينى كه افكار و نظريّههاى گوناگون مىسازند و مىتراشند، و بدين ترتيب بينوايان نظريّه مبارزه طبقاتى را پايه مىگذارند و توانگران ايدئولوژى نخبگان را اختراع مىكنند، و قرآن اين روش را ناپسند مىشمارد و آن را صورتى از صورتهاى شرك مىشناسد.
«أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللَّهُ- آيا مشركان را بتانى است كه آيينى برايشان آوردهاند كه خدا رخصت آن را نداده است؟» بيگمان شريعت و دينى كه مىسزد انسان از آن پيروى كند و بدان سر بسپارد تنها شريعتى است كه فقط از جانب خدا وحى شده باشد، امّا پيروى از شريعتها و قانونهايى كه بشر آنها را از خود درآورده و پروردگار از آنها خشنود نيست، شرك نسبت به خداى عزّ و جلّ است. انديشيدن ژرف در اين آيه ما را بدين امر رهنمون مىشود كه آن كس كه قانونى مخالف شريعت خدا وضع مىكند خود را به عنوان خدايى در برابر او مىگمارد و مىانگارد، و آنچه در قرآن «دينى» ناميده شده قوانين فيزيكى و شيميايى نيست، بلكه همانا قوانين سياسى و اجتماعى و