تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٨ - شرح آيات
اقتصادى و ... و ... است/ ٣٢٦ كه بر مردم حكم مىراند، و از اين رو هيچ كس اجازه ندارد قوانينى از اين دست جز در پرتو شريعت خدا و از طريق رسالت او وضع كند و متداول سازد.
پس از آن كه قرآن- در آيه پيشين- كسانى را كه آن مبارزات منفى را برمىانگيزند يا اين قوانين را وضع مىكنند تهديد كرد، اينك پروردگار ما در اين آيه آنان را وعده عذابى دردناك مىدهد، و آنها را بر حذر مىدارد كه تأخير عذاب دليل بر اهمال و فراموش كردن آن نيست، زيرا به آنان وعده داده است كه به آنها فرصت مىدهد تا طبيعت خود را نشان دهند و اگر چنين فرصتى وعده داده نشده بود بيگمان به محض ارتكاب نافرمانى عذاب آنها را فرا مىگرفت.
«وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِينَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ- و اگر كلمه قطعى (حكم تأخير عذابشان) نبود كارشان به پايان آمده بود، و ستمكاران را عذابى است درد آورد.» اين كلمات به تقريب متميّز تهديدى است، پس اگر عهد خدا با خود نبود كه به آنها فرصت بخشد، همين جرم (يعنى بدعت نهادن نظريّهاى بيرون از چارچوب شريعت) به عنوان سببى براى از ميان بردن كامل آنها كافى بود، ولى اين كلمه و آن عهد عذاب بزرگ آنها را به تأخير مىاندازد، امّا هرگز آن را رفع نمىكند.
بيقين شرك خود بخود ستم است و نيز به ستمگرى منجر مىشود، بنا بر اين براى نظام شرك آميز هرگز امكان ندارد كه عادل شود، و ما اين بينش را از تبديل كلمه «مشركين» به «ظالمين» درمىيابيم.
[٢٢] در روز قيامت، آن گاه كه ترازوهاى حق را براى پاداش دادن مىنهند، ستمكاران از كردارهاى بد خود كه در دنيا مرتكب شدهاند مىهراسند، پس همان كردارها در آن هنگامه هنگام به صورت گونههايى از عذاب درمىآيد.
ولى آيا آن هراس مانع رسيدن عذاب به آنها مىشود؟ هرگز ... بلى، اگر آنها از ارتكاب نافرمانيها در دنيا مىهراسيدند اين هراس سودى براى آنها مىداشت زيرا در آن صورت سببى براى پرهيز كردن آنها مىشد، امّا در روز قيامت چنين نيست.