تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨ - شرح آيات
امرى را بر خداوند حتمى و قطعى نكند بلكه دعاى خود را تقديم دارد و فقط به پروردگار خود درود و ستايش، گزارد.
اين دعا با رغبت و تمايل انسان سازگار و موافق است زيرا انسان مايل است كه در دنيا و آخرت با دوستان و عزيزانش زندگى كند. و هنگامى كه دوستان زير سايه نعمتهاى خداوند، در بهشت گرد آيند نعمتها به كمال خود مىرسد.
[٩] و بشر به غايت آرزو و مراد خود نمىرسد مگر وقتى كه از كارهاى بد خود كه در روز قيامت به صورتهايى گوناگون نمودار مىشود رهايى يافته باشد، و از آن صورتهاست ظلمات بسيار تيره، و آتشهاى برافروخته، و كژدمها، و افعيها، و قرين شدن با شيطان، و يك كار بد تمامى نماز و روزه يك فرد را فرو مىبلعد و كفّه كردارهاى نيك او را سبك مىسازد و از درجات او مىكاهد. در حديثى از پروردگار با عزّت آمده است كه ذات سبحان او گفت: «منم مالك، منم حاكم، هيچ يك از اهل بهشت را نسزد كه به بهشت درآيد، و هيچ يك از اهل دوزخ را نسزد كه به دوزخ رود، در حالى كه مظلمهاى داشته باشد تا من از او قصاص گيرم» [١٠]،/ ٣٠ و اين چنين در دعاى فرشتگان (حامل عرش) آمده است كه مؤمنان را از اعمال بدشان در آن روز كه اعمال بد و سيّآت مجسّم مىشود و شكل مىپذيرد، مصون نگهدارد.
«وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ- و آنان را از (عقوبات) اعمال بد، حفظ كن كه هر كه را در آن روز از (عقوبات) اعمال بد حفظ كنى بر او رحمت آوردهاى.» و «وقاية» در اينجا به معنى حفظ و نگهدارى است، و بشر در آخرت وقتى از آثار اعمال بد در حفظ و امان مىماند كه در دنيا بر نفس خود پيروز شده و از خواهشها و شهوتهاى منفى در گذشته باشد.
« «وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ- و آن همان كاميابى بزرگ است.»
[١٠] - بحار الانوار، ج ٥٥، ص ٥١٦.