تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٦ - شرح آيات
مگر وقتى كه از پيروى مطلق از دنيا و خواهشهاى دنيوى دست بكشد، و اگر علّت رشد سرمايهدارى را در هر كشورى، كه منجر به چيرگى توانگران بر امّتها شده است، از خود بپرسيم، مىبينيم كه همانا مالدوستى است كه مردم را بندگانى و ثروتمندان را خدايانى دروغين كرده است.
از سوى ديگر همين امر زمينه حكمرانى طاغوتى را فراهم مىآورد، كه دستهاى از مردم از طريق تسلّط بر منابع ملّتها و محلهاى درآمد اقتصادى آنها بر عامه مردم چيره مىشوند، اين امرى است كه به فساد سياسى مىانجامد و به نظر ما طمع و ترس و نادانى از نمودارترين اين عوامل است. شايد عامل طمع ناشى از دنيا دوستى در سرلوحه اين صورت قرار داشته باشد، و در اين مورد فرقى ميان نظام سرمايهدارى و سوسياليستى نيست، و در حالى كه سرمايهدارانى چون راكفلر به وسيله شركتهاى خود كه منابع اقتصادى امريكا را به طور غير مستقيم احتكار كردهاند، كارها را اداره مىكنند. مىبينيم كه حزب نيز در هر كشور كمونيست سياست را از راه تسلّط بر منابع اقتصادى اداره مىكند و مىگرداند، و در نتيجه آقاى حقيقى در اينجا و آنجا يكى است و همان مال و دارايى است، با وجود اختلاف روش دستيابى بر آن. در نظام سرمايهدارى سرمايهداران (كه در واقع صاحبان حقيقى سلطهاند) مال را به نام مالكيت فردى احتكار مىكنند و به انحصار خود درمىآورند، در حالى كه مىبينيم در نظام كمونيسم صاحبان سلطه (كه در واقع همان سرمايهداران جديدند) ثروت را به نام مالكيت اجتماعى مىاندوزند، و اينجا و آنجا همان مال و دارايى است.
حتى سبب تسليم شدن و سرسپردگى يك ملّت نيز همان مالدوستى آن ملّت است، خواه اين مال به دست دولت باشد يا به دست سرمايهداران.
/ ٣٢٥ براى چاره كردن بيشتر زد و خوردهاى بشرى ناگزير بايد نقطه ضعف اصلى آنان را كه همان ثروت پرستى است درمان كرد تا ابزار دست سلطه فاسد و سبب جنگهايى نشود كه تا كنون چندين برابر ديگر اسباب مرگ چون قحطيها و بيماريها، و سوانح طبيعى باعث نابودى بشر شده است. اگر بخواهيم بيشتر به اين انديشه