دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦٩ - ٤/ ١ جنگ بدر
راست پيامبر ٦ و [باد] دوم، اسرافيل ٧ بود با هزار فرشته در سمت چپ پيامبر ٦ و [باد] سوم، جبرئيل ٧ بود با هزار فرشته.
١٤١. امام زين العابدين ٧: چون مسلمانان در جنگ بدر تشنه شدند، على ٧ براى آب آوردن با مشك به سوى چاه متروكى مىرفت كه باد شديدى وزيد و گذشت. پس اندكى درنگ كرد. سپس باد ديگرى آمد و گذشت و بعد از آن، باد ديگرى وزيد كه نزديك بود او را از كارش باز دارد و او بر سر چاه بود. پس نشست تا [باد] گذشت و چون به نزد پيامبر خدا بازگشت، از ماجرا خبر داد.
پس پيامبر خدا فرمود: «امّا باد نخست، جبرئيل ٧ با هزار فرشته و باد دوم، ميكائيل ٧ با هزار فرشته و باد سوم، اسرافيل ٧ با هزار فرشته بودند و بر تو سلام دادند و آنان ياور ما هستند و همان كسانىاند كه ابليس، آنها را ديد و پا پس كشيد و عقب عقب رفت تا آن كه گفت: «من بىترديد، چيزى را مىبينم كه شما نمىبينيد. من از خداوند مىترسم و خدا، سختْ كيفر است»».
١٤٢. السيرة النبوية، ابن هشام به نقل از ابن اسحاق، در ذكر وقايع جنگ بدر: پس از او (اسود بن عبد الأسد مخزومى كه حمزه او را كشت)، عتبة بن ربيعه با برادرش شيبة بن ربيعه و پسرش وليد بن عتبه [براى جنگ] بيرون آمد و چون از صف جدا شد، هماورد طلبيد.
پس سه جوان از انصار، بيرون آمدند: عوف و معوّذ، پسران حارث كه نام مادرشان عفراء بود، و مردى ديگر كه گفته مىشود عبد اللّه بن رواحه بود.
گفتند: شما كيستيد؟
گفتند: ما گروهى از انصار هستيم.
گفتند: ما به شما كارى نداريم.
سپس مُنادىِ آنان ندا در داد: اى محمّد! همتايانمان از قوم خودمان را به سوى ما گسيل دار.