دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥ - ٣/ ١ ازدواج با فاطمه دختر پيامبر
پيامبر ٦، يكسر جواب رد مىداد و گاه، تصريح مىكرد كه منتظر «قضاى الهى» است.
برخى از دوستان على ٧ و صحابيان پيامبر خدا به وى پيشنهاد كردند كه به خواستگارى فاطمه ٣ برود. على ٧، قلبى دارد سرشار از ايمان و سينهاى آكنده از عشق؛ امّا دستانى تهى و پيراسته از درهم و دينار. على ٧ به خانه پيامبر خدا رفت، شكوه و عظمت پيامبر خدا، او را از سخن گفتن باز داشت. با چشمانى آميخته با آزرم، نگاهى به پيامبر ٦ داشت و نگاهى ديگر به زمين.
پيامبر ٦ با تمهيداتى على ٧ را به سخن گفتن وا داشت، و چون على ٧ سخن گفت، فرمود: «چيزى در زندگى دارى؟».
جواب، معلوم بود؛ امّا مگر فاطمه ٣ را همسانى جز على ٧ و همسرى لايق جز او بود؟!
ازدواج (و به تعبير پيامبر خدا: امر الهى) تحقّق يافت و آن دو بزرگوار، زندگانى مشترك را در اوّلين سال هجرت،[١] با مهريهاى بسيار اندك و مراسمى بس ساده و جهيزيهاى سادهتر آغاز كردند و بدين سان، شكوهمندترين خانه و
[١] از منابع تاريخى استفاده مىشود كه ميان عقد و زفاف على ٧ با فاطمه ٣، مدّتى فاصله شده و عقد، اندكى پس از رسيدن به مدينه و زفاف، پس از جنگ بدر بوده است و توجّه به اين نكته مىتواند تعارض ميان روايتهاى موجود را حل نمايد.