دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٧ - ١ سند حديث
شده كه متيقّن است آن را پيامبر ٦ گفته است.[١]
و ذهبى در رساله خود گفته است:
حديث «هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست»، از متواترات است و قطعى است كه پيامبر ٦ آن را فرموده است و عدّه زياد و گروههاى متفاوتى با طريقهاى صحيح و حَسَن و ضعيف و مردود، آن را نقل كردهاند كه من آنها را مىآورم ....[٢]
علّامه عبد الحسين امينى، حديث غدير را از صد و ده تن از صحابيان، گزارش و در پايان، تأكيد نموده است كه آنچه او گزارش كرده، تمام آن چيزى نيست كه وجود دارد.[٣] محقّق فقيد، سيّد عبد العزيز طباطبايى ;در پانوشت اين سخن گفته است:
صحابيانى ديگر جز آنان كه علّامه امينى معرّفى كرده، روايت غدير را گزارش كردهاند كه همه آنها را در كتاب على ضفاف الغدير[٤] ياد كردهام.
در الغدير، فهرست بلندى از اقوال تابعيانى كه حديث غدير را نقل كردهاند نيز آمده است.
عالم جليل القدر، مدافع نستوه ولايت، مير حامد حسين هندى نيز بخش بزرگى از اثر بىمانندش، عبقات الأنوار را ويژه حديث غدير ساخته، سند آن را به تفصيلْ گزارش كرده و در نقد ديدگاه كسانى كه به عدم تواتر آن باور دارند، به تفصيل تمام، سخن گفته و نا استوارى اين ديدگاه را روشن ساخته است.[٥]
[١] البداية والنهاية: ج ٥ ص ٢١٤.
[٢] رسالة طرق حديث« مَن كنت مولاه فعلىٌّ مولاه»: ص ١١.
[٣] الغدير: ج ١ ص ١٤٤، طبع جديد.
[٤] اين كتاب، حاصل حاشيهها و استدراكات سيّد عبد العزيز طباطبايى ; بر الغدير بود كه به علّت فوت ايشان، فرصت انتشار مستقل نيافت؛ امّا ظاهرا در طبع جديد الغدير، پانوشت شده است.( م)
[٥] نفحات الأزهار: ج ٦ ص ٣٧٨ به بعد.