دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥ - فصل دهم پايدارى شگفتانگيز در جنگ حنين
اسلام را به هزيمت و شكست بكشانند.
چنين شد و بسيارى از سپاه اسلام، پا به فرار نهادند تا آنجا كه ابو سفيان از سَرِ استهزا گفت: «مسلمانان تا لب دريا خواهند دويد!».
در اين هنگامه دشوار، تعدادى اندك (حدود ده نفر) در كنار پيامبر خدا ماندند و دفاع از آن بزرگوار را به جان خريدند كه على ٧ از آنان بود و پروانهوار بر گِرد شمع وجود پيامبر خدا مىگشت و كسانى را كه قصد جان پيامبر خدا را كرده بودند، فرارى مىداد.
پيامبر ٦ با ندايى بلند در اوج دشوارىها و شكستها فرياد زد:
اى ياران خدا و ياران پيامبرش! من بنده خدا و پيامبر او هستم.
و آن گاه، استرش را به سوى دشمن راند. يارانِ همراه آن بزرگوار نيز در كنار وى حركت كردند و عبّاس، عموى پيامبر خدا، به فرمان وى با فريادى بلند، مسلمانان را به يارى فراخواند و بدينسان، لشكر اسلام، دوباره سامان يافت.
استوارْ گامى و نبرد بىامان على ٧ در اين جنگ نيز چشمگير بود. آن بزرگوار، چهل نفر از هوازن را كشت كه يكى از آنان، ابو جرول، از دلاوران هوازن بود و مرگ او مقدّمه فروپاشى سپاه هوازن شد.
پيامبر ٦، فراريان را تعقيب كرد و دژ آنان را در طائف، محاصره كرد. در اين محاصره، على ٧ با نافع بن غيلان جنگيد و او را از پاى درآورد. چون نافع كشته