دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٧ - ١/ ٣ وصى نوح
فرمان داد كه آن را از قابيل و فرزندان او پنهان بدارد؛ چرا كه قابيل، از سرِ حسادت به اينكه آدم ٧ علم را به هابيلْ اختصاص داده بود، وى را كشته بود.
پس شيث و فرزندانش علم خود را پنهان داشتند و در نزد قابيل و فرزندانش، علمى كه از آن بهره جويند، نبود.
١/ ٣ وصىّ نوح
٣٣٠. پيامبر خدا ٦: نوح در حالى از دنيا رفت كه از قومش پيمان گرفت به وصيّش سام، وفادار باشند.
٣٣١. امام باقر ٧: چون وفات نوح در رسيد، پسرش سام را وصى قرار داد و صندوق و همه آنچه در آن بود و نيز وصيّت را به او سپرد.
٣٣٢. امام صادق ٧: نوح، پانصد سال پس از توفان زيست. سپس جبرئيل [از جانب پروردگار] به نزدش آمد و گفت: «اى نوح! نبوّتت تمام شده و روزگارتبه سر آمده است. حال، اسم اكبر، ميراث علمى و آثار علم نبوّتى را كه با خود دارى به پسرت سام بسپار؛ چرا كه من، زمين را وا نمىگذارم، جز اين كه در آن عالِمى باشد كه به وسيله او طاعت و هدايتم شناخته شود و در فاصله ميان وفات يك پيامبر تا بعثت پيامبر بعدى، نجاتبخش باشد و مردم را جز با حجّتى براى خودم و دعوتگرى به سويم و هدايتگرى به راهم و دانايى به كارم، وا نمىگذارم؛ چرا كه منحكم كردهام كه براى هر قوم، هدايتگرى قرار دهم كه با او سعادتمندانرا هدايت كنم و او حجّتم بر شقاوتمندان باشد».
پس نوح، اسم اكبر و ميراث علمى و آثار علم نبوّت را به سام سپرد؛ امّا نزد حام و يافث، علمى كه از آن بهره جويند، نبود.