دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٣ - (١٤) حديث ثقلين
اين واجبِ مؤمنان را پيش ديد آنها نهاده است. آيا كسى مىتواند در وجوب پيروى از «عترت» كه هدايتآفرين و گمراهىزداست، ترديد كند؟!
نكته سوم، آن كه تمسّك به اين دو «گرانبها»، براى رسيدن به مقصد والا و مقصود اعلى و دستيابى به هدايت، بسنده است و در وراى آن، جز ضلالت نخواهد بود:
«فمَاذَا بَعْدَ الْحَقّ إِلَا الضَّلَلُ.[١]
و پس از حق، چه چيزى است، جز گمراهى؟».
نكته چهارم، آن كه حديث ثقلين، بدون هيچ ترديدى، «عصمت» عترت را رقم زده است. يكى بدان جهت كه پيامبر خدا، بدون هيچ قيد و شرطى، تمسّك بدانها را لازم شمرده است. در اين صورت، آيا مىتوان تصوّر كرد كه او امّت را به كسانى كه خود در لغزشاند، ارجاع داده و بدون قيد و شرط، چنگ انداختن به آموزههاى آنان را لازم شمرده باشد؟!
ديگر آن كه آنان، همبر قرآنى هستند كه هرگز باطل در آن، راه ندارد. پس آنان نيز چنين خواهند بود.
جهت ديگر آن كه تمسّك به آنها، سدّى در برابر گمراهى است. اگر گمراهى بر كسانى روا باشد، كى گمراهىزدا توانند بود؟!
[١] يونس، آيه ٣٢.