دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨١ - ١/ ٤ وصى موسى
نفرين شدهاست».
٣٣٧. تاريخ اليعقوبى: و چون وفات موسى ٧ نزديك شد، خداى عز و جل به او فرمان داد كه يوشع بن نون را كه از تيره يوسف بن يعقوب ٨ بود، به قبّه زمان[١] درآورد و تقديسش كند و دستش را بر بدن او بگذارد تا بركت در آن راه يابد و او را وصى قرار دهد تا پس از وى، در ميان بنى اسرائيل، كار را به عهده بگيرد.
پس موسى ٧ چنين كرد و چون موسى ٧ درگذشت، يوشع، از پس او كار را در بنى اسرائيل به عهده گرفت ...[٢].
[١] قُبّه زمان، معبد گنبدى شكل بنى اسرائيل بوده است كه موسى و هارون ٨، آن را در صحراى« تَيْه» و به فرمان خداوند، بنا كردند. برخى( مانند كفعمى)، آن را همان« بيت المقدس» مىدانند و برخى( مانند فريد وجدى)، آن را همانند« قبة الشهادة» دانستهاند كه خيمهاى از كتان بود و تابوت عهد را با آن مىپوشاندند( ر. ك: بحار الأنوار: ج ٩٠ ص ١١٩، دائرة المعارف القرن العشرين: ج ٧ ص ٦٠٢).
[٢] در الكتاب المقدّس( ص ٣٣٣) چنين آمده است:« موسى ٧ با پروردگار، چنين گفت: نياز است كه پروردگار، خداى ارواح تمامى بشر، مردى را بر جماعت بگمارد كه به عنوان رهبر آنان، وارد شود و بيرون آيد و آنان را به ورود و خروج، وادار كند تا خلق خدا مانند گله بىشبان، رها نمانند. پس، پروردگار به موسى ٧ گفت:" يشوع( يوشع) بن نون را براى اين كار برگير، كه او مردى صاحبْ دل است و دستت را بر او بنه و او را در پيش روى اليعازار كاهن و همه مردم بِايستان و جلوى آنان، به او وصيّت كن و از هيبت و قدرت خودت به او بده تا جماعت بنى اسرائيل، همگى گوش به فرمانش شوند. او جلوى اليعازار كاهن مىايستد و از پيشگاه ربوبى درخواست تحقّق قضا و اراده الهى مىكند. پس، او و همه بنى اسرائيل و تمام مردمان، با فرمان او بيرون مىروند و با فرمان او وارد مىشوند". و موسى ٧ همانگونه كرد كه پروردگارش فرمان داده بود. پس يشوع را برگرفت و او را جلوى اليعازار كاهن و مردم ايستانْد و دستش را بر او نهاد و همانگونه كه پروردگار به موسى گفته بود، به او وصيّت كرد.
و در قاموس الكتاب المقدّس( ص ١٠٦٨) آمده است:« يشوع، نامى عبرى به معناى خداى آزادى است و در اصل، هوشع و يا يهوشوع بوده كه موسى او را يشوع خوانده است. او جانشين موسى ٧ و پسر نون از تيره افرايم است كه در مصر، متولّد شد و در آغاز، خدمتگزار موسى ٧ بود. اوّلين بارى كه از او سخن به ميان آمده، در نبرد رفيديم[ در شبه جزيره سينا] است كه موسى او را در آن جنگ، به فرماندهى بنى اسرائيل گمارد و آن هنگام، ٤٤ ساله بود. پس از آن، مأمور تجسّسِ تيره و خاندان خود شد و به هميارى دوستش كالب، گزارشى دقيق از شهرهايى كه مأمور تجسّس آنها بودند، ارائه داد. سپس موسى ٧ او را جلوى اليعازار كاهن و همه مردم ايستاند و به عنوان جانشين خود تعيين كرد. و قانونگذار بزرگ( موسى ٧)، يشوع را، اندكى پيش از وفاتش فرا خواند و بر طبق اراده الهى، همه قدرت و اختيارات خود را به او سپرد. يشوع، بلافاصله پس از رحلت موسى ٧ آماده شد تا از اردن بگذرد و از اين رو، سه روز به مردم، مهلت داد تا توشه برگيرند».