دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨٥ - د يهود، قدرتهاى ديگر و خطرهايى از برون
با اين همه، آيا معقول است كه پيامبر ٦ زمام امور را به چنين جامعهاى سپرده و با اطمينان خاطر، به سوى حق شتافته باشد؟!
ج منافقان و جريانهاى ويرانگر از درون
كسان بسيارى بودند كه در هنگامه حاكميّت و رسالت پيامبر خدا، با وجودِ تمام توان و قدرتى كه آن بزرگوار يافته بود، با وى روياروى مىشدند. آنان، گو اينكه پوششى از ايمان بر خود نهاده بودند، امّا در درون، يكسر با گسترش آيين حق، در تضاد بودند.
اين رويارويى را مىتوان با توجّه به واقعيّتهاى تاريخ، بسى گستردهتر از عملكرد منافقان دانست كه بدان در جايگاه خود اشاره خواهيم كرد. نيز نمىتوان پيامبر خدا را از اين همه، بىخبر انگاشت[١] و چنين پنداشت كه آن بزرگوار، بدون توجّه به اينها و جز اينها، امّت را رها كرده باشد.
بر اينان بايد افزود كسانى را كه تازه مسلمان بودند؛ و پس از فتح مكّه، به اسلام گرويده بودند و هنوز حقايق، در جانشان به شايستگى و بايستگى، رسوخ نكرده بود. روشن است كه اينان، با اندك دگرگونى، راه ديگر مىرفتند و سمت و سويى ديگر مىگرفتند. گواه اين حقيقت، جريانهاى پس از پيامبر ٦ است.
د يهود، قدرتهاى ديگر و خطرهايى از برون
اسلام، انقلابى ويرانگر و بنيادگر بود؛ حركتى كه بسى نقشههاى شيطانى را در هم ريخت و بر ويرانههاى آنها، بنيادى نو درافكند. پيامبر خدا آيينى را عرضه كرده بود كه داعيه رهبرى جهانى داشت.
[١] ر. ك: المواجهة مع رسول اللّه، احمد حسين يعقوب، بويژه باب سوم كتاب كه در آن، ابعاد اين رويارويى و مصاديق آن، بر اساس متون كهن، گزارش شده است.