دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٣٧ - ١٣/ ٢ خدايا! قلبش را از علم و فهم و حكمت و نور، آكنده ساز
قرار دهى كه بازويم را بدان قوى كنى. پس على را ياور و برادر من قرار ده و شجاعت را در دل او بنِه و هيبتش را در دل دشمنش بيفكن
ر. ك: ج ٨، ص ١٠٩ (وزير من).
١٣/ ٢ خدايا! قلبش را از علم و فهم و حكمت و نور، آكَنده ساز
٢٦١. امام على ٧: من شب و روز به نزد پيامبر خدا مىرفتمو چون از او مىپرسيدم، پاسخم مىداد، و اگر ساكت مىماندم، او آغاز [به سخن] مىكرد، و آيهاى بر او نازل نشد، جز آنكه قرائتش كردم و تفسير و تأويلآن را دانستم.
و او از خدا خواست كه هيچ يك از آموختههايش را در حلال و حرام و امر و نهى و طاعت و معصيت، فراموش نكنم، و نكردم.
او دستش را بر سينهام نهاد و گفت: «خدايا! قلبش را از علم و فهم و حكمت و نور، آكَنده ساز».
سپس به من فرمود: «پروردگارم عز و جل به من خبر داد كه دعايم را در حقّ تو اجابت كرد».[١]
٢٦٢. امام على ٧: پيامبر خدا... دستش را بر سينهام مىنهاد و سپس مىگفت: «خدايا! قلبش را از علم و فهم و نور و حلم و حكمت و ايمان، آكَنده ساز و دانايش كن و نادانش مساز و او را حفظ كن و از يادش مبر».
٢٦٣. پيامبر خدا ٦: خداوند متعال با من درباره على پيمانى بست. پس گفتم: اى پروردگار من! آن را براى من روشن كن.
فرمود: «بشنو».
گفتم: شنيدم.
فرمود: «بىگمان، على، پرچم هدايت است...».
گفتم: خدايا! دلش را روشنى بخش و بهارش را ايمان قرار ده.
پس خداوند فرمود: «اين را براى او انجام دادم».
[١] ر. ك: ج ١٠، ص ٤٨٥( اختصاص ساعتى ويژه براى آموزش وى).