دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩٦ - (١) حديث روز هشدار
اين، برادر و وصى و جانشينم در ميان شماست. پس، گوشبهفرمان و مطيعاو باشيد.
و بدين سان، پيامبر ٦ در آغازين روز دعوت علنى، ولايت و امامت على ٧ و نيز دستْيارى او را در رسالت خويش، رقم مىزند. آن روز، آنان كه در آن مجلس گرد آمده بودند، اين پيام را به روشنى دريافتند و از كلام پيامبر خدا، پيشوايىِ على ٧ و لزوم اطاعت از وى را فهميدند. از اين روى بود كه برخى به ابو طالب گفتند: «به تو فرمان داد كه گوش به فرمان و مطيع پسرت باشى!»؛[١] امّا در مقابلِ اين پيام صريح، گرانجانى كردند و حق را برنتابيدند و با استكبار، از پذيرش حق، شانه خالى كردند.
در اين بخش از مجموعه پيش رو، نقلهاى مختلف و طرق گونهگون اين حديث را آوردهايم، به گونهاى كه هيچ ترديدى را برنمىتابند. افزون بر آن، ابو جعفر اسكافى معتزلى، حديث روز هشدار را «صحيح»[٢] دانسته و عالمانى ديگر، از جمله: شهاب الدين خفاجى در شرح الشفاء بتعريف حقوق المصطفيىِ قاضى عياض[٣] و متّقى هندى[٤] كه تصحيح ابن جرير طبرى را گزارش كرده است،[٥] بر صحّت آن، تأكيد كردهاند.[٦]
[١] ر. ك: ص ٢٠١( يارى پيامبر در تبليغ).
[٢] شرح نهج البلاغة: ج ١٣ ص ٢٤٤؛ الغدير: ج ٢ ص ٢٧٩.
[٣] نسيم الرياض فى شرح الشفاء: ج ٣ ص ٣٥.
[٤] كنز العمّال: ج ١٣ ص ١٢٨ ح ٣٦٤٠٨.
[٥] طبرى، واقعه را بدان گونه كه آورديم، در تاريخش نقل كرده است؛ امّا در تفسير و در ذيل آيه، چون حادثه را نقل كرده، به تحريف متن آن دست زده و نوشته است: پيامبر خدا فرمود:« ... إنّ هذا أخى وكذا وكذا» و ابن كثير بر راه او رفته است. نيز چنين كردهاند برخى از مدّعيان آزادى در تحقيق، چون: محمّد حسين هيكل و ...( ر. ك: الغدير: ج ٢ ص ٤٠٦ طبع جديد). شگفتا از دستهاى آلوده در تاريخ و عجبا از اين همه مظلوميّت على ٧!
[٦] ر. ك:« حديث الإنذار يوم الدار»، على احمدى ميانجى( فصلنامه رسالة الثقلين، ش ٢٢، ص ١١١).