دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٩٣ - ١/ ٦ ١ وصى
٣٥٩. الفتوح به نقل از مالك اشتر: اى بندگان خدا! خداوند را ستايش كنيد و او را سپاس بگزاريد كه پسر عموى پيامبرش محمّد ٦ و وصىّ او و محبوبترينِ خلق نزد او و نخستين مهاجر و اوّلين مؤمن؛ و شمشيرى از شمشيرهاى خداوند را كه بر دشمنان خويش فرود مىآوَرَد در ميان شما قرار داد.
٣٦٠. بلاغات النساء از سخنان امّ الخير بارِقيّه (دختر حَريش) در نبرد صفّين: خدايتان رحمت كناد! به سوى امام عادل و وصىّ وفادار و صدّيق اكبر بشتابيد.
٣٦١. تاريخ بغداد به نقل از ابو سعيد عقيصا: همراه على ٧ از انبار[١] به كوفه بازگشتم و او در ميان مردم بود. در كناره فرات، حركت مىكرديم كه راه را به سوى صحرا كج كرد. گروهى از مردم به دنبال او و گروهى از همان كناره آب رفتند و من از كسانى بودم كه با على ٧ داخل صحرا شدند.
برخى گفتند: اى امير مؤمنان! ما از تشنگى مىترسيم.
امام فرمود: «خداوند، شما را سيراب مىكند» و راهبى در نزديكى ما بود. پس على ٧ به جايى آمد و گفت: «اينجا را بكَنيد».
ما كَنديم و من نيز در ميان حفر كنندگان بودم، تا آنكه به سنگى برخورديم.
على ٧ فرمود: «اين سنگ را برداريد».
ديگران، ما را يارى كردند تا اين كه سنگ را بلند كرديم كه ناگهان، چشمه خنك و زلالى پديدار شد و ما از آن نوشيديم.
سپس يك ميل يا همين حدود، راه پيموديم كه باز تشنه شديم. برخى گفتند: خوب است باز گرديم و بنوشيم. برخى بازگشتند و من هم در ميان آنان بودم؛ امّا هر چه گشتيم، چشمه را نيافتيم.
پس نزد راهب رفتيم و گفتيم: چشمهاى كه در اينجا بود، كجاست؟
گفت: كدام چشمه؟
[١] انبار، شهرى كوچك و آباد در روزگار ساسانيان بوده است كه بقاياى آن هنوز در شصت كيلومترى غرب بغداد، قابل مشاهده است. نامگذارى آن به« انبار»، از آن رو بوده كه آن شهر، مركز نگهدارى گندم و جو و كاه براى لشكريان بوده است، وگرنه ايرانيان، آنجا را« فيروزْ شاپور» مىناميدهاند. اين شهر در سال دوازدهم هجرى به دست خالد بن وليد، فتح شد و سفّاح، اوّلين خليفه عبّاسى، براى مدّتى آنجا را مقرّ حكومتش ساخت.