دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧ - فصل نهم كوشش در فتح مكه
١. حاطب بن ابى بلتعه، تصميم پيامبر ٦ (براى فتح مكّه) را در نامهاى نگاشت و همراه زنى براى قريش فرستاد. پيامبر خدا، على ٧ را فرا خواند و او را با دو تن ديگر براى دستگيرى آن زن، گسيل داشت. زن با شدّت تمام، همراه داشتن نامه را تكذيب مىكرد و وارسىهاى چندين باره آنان نيز گواهى مىداد كه آن زن، درست مىگويد.
امام على ٧ به زن فرمود: «پيامبر خدا كه درودهاى خداوند بر او باد هرگز خلاف نمىگويد. نامه را بده، وگرنه به هر قيمتى شده، آن را از تو باز پس مىگيرم». زن، تسليم شد و از لابهلاى گيسوانش نامه را بيرون آورد و به على ٧ داد.
٢. سعد بن عباده، پرچم اسلام را به دست داشت و فرياد مىزد: امروز، روز رزم است.... پيامبر خدا، نداى رحمت و رأفت در داد و فرمود: «امروز، روز رحم است...». آنگاه على ٧ را فراخواند تا پرچم را از او بگيرد.
٣. پيامبر ٦ پس از فتح مكّه به همگان امان داد، جز تنى چند تيره دل و خيرهسر كه خونشان را مباح شمرد، از جمله، حُوَيرِث، كه پيامبر ٦ را هنگامى كه در مكّه بود، بسيار اذيت كرده بود و نيز زن آوازهخوانى كه پيامبر خدا را هجو مىكرد. اين دو را على ٧ گردن زد.
٢٢٥. تاريخ الطبرى به نقل از عروة بن زبير و ديگران: چون پيامبر خدا تصميم گرفت به سوى مكّه حركت كند، حاطب بن ابى بلتعه، نامهاى به قريش نوشت و آنان را از