دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١ - فصل نهم كوشش در فتح مكه
طُوى دسته دسته كرد، به زبير، فرمانده جناح چپ لشكر، فرمان داد كه با نفراتش از كُدَى[١] وارد شوند و به سعد بن عباده فرمان داد كه با گروه ديگرى از كِداء[٢] وارد شوند.
برخى آگاهان مىگويند: سعد، هنگامى كه رو به مكّه داشت، گفت: امروز، روز جنگ است. امروز، حُرمت، شكسته مىشود. يكى از مهاجران، آن را شنيد و گفت: اى پيامبر خدا! آنچه را سعد بن عباده مىگويد، بشنو؛ و ما مطمئن نيستيم كه حملهاى به قريش نداشته باشد!
پس پيامبر خدا به على بن ابى طالب ٧ فرمود: «خود را به او برسان و پرچم را بگير و تو با پرچم، وارد مكّه شو».
٢٢٨. أنساب الأشراف: حُوَيرِث بن نقيذ [از كسانى بود كه پيامبر خدا در فتح مكّه به كشتن آنها فرمان داد]. او سخنانى بس ناپسند درباره پيامبر خدا مىگفت و پيامبر ٦ را زمانى كه حضرت در مكّه بود، در شعرهايش هجو مىكرد و آزار فراوان مىداد. او در مكّه مىزيست و چون هنگام فتح مكّه از خانهاش گريخت، على بن ابى طالب ٧ وى را ديد و كشت.
ر. ك: ج ٩ ص ٤٣٥ (خداوند، دل او را به ايمان آزمود).
[١] كُدَى، گردنهاى در پايين مكّه است كه نزديك باب العمره مسجد الحرام است( لسان العرب: ماده« كدا»).
[٢] كداء، گردنهاى در بالاى مكّه و نزديك به مقبرههاست و به آن« معلى» هم مىگويند( لسان العرب: ماده« كدا»).