دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٧ - ٤/ ٢ جنگ احد
١٥٥. تاريخ الطبرى به نقل از سُدّى، در ذكر جنگ احد: طلحة بن عثمان، پرچمدار مشركان، برخاست و گفت: اى گروه اصحاب محمّد! شما مىپنداريد كه خداوند، ما را با شمشيرهاى شما به آتش مىرانَد و شما را با شمشيرهاى ما به بهشت مىبَرد. اكنون آيا از ميان شما كسى هست كه خداوند او را با شمشير من به بهشت ببرد يا مرا با شمشير او روانه دوزخ كند؟
على بن ابى طالب ٧ در برابر او برخاست و گفت: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، از تو جدا نمىشوم تا تو را با شمشيرم روانه دوزخ كنم يا تو مرا با شمشيرت به بهشت بفرستى».
پس على ٧ ضربهاى بر او وارد كرد و پايش را قطع كرد. وى افتاد و عورتش پيدا شد و گفت: اى پسر عمو! تو را به خدا سوگند مىدهم كه [حقّ] خويشاوندى را رعايت كنى.
پس على ٧ رهايش كرد و پيامبر خدا، تكبير گفت و از على ٧ پرسيد: «چه چيزى تو را از تمام كردن كارش باز داشت؟».
گفت: «پسرعمويم چون عورتش پيدا شد، مرا سوگند داد. پس، از او خجالت كشيدم».
١٥٦. الإرشاد به نقل از ابن اسحاق: پرچمدار قريش در جنگ احد، طلحة بن طلحة بن عبد العُزّى بن عثمان بن عبد الدار بود كه على بن ابى طالب ٧ وى را كشت و پسرش ابو سعيد بن طلحه و برادرش كلدة بن ابى طلحه را نيز كشت.
و عبد اللّه بن حميد بن زهرة بن حارث بن اسد بن عبد العزّى و ابو الحَكم بن اخنس بن شريق ثقفى و وليد بن ابى حذيفة بن مغيره و برادرش اميّة بن ابى حذيفة بن مغيره و ارطات بن شُرَحبيل و هشام بن اميّه و عمرو بن عبد اللّه جمحى و بِشر بن مالك و صُواب، وابسته بنى عبد الدار، را نيز كشت.
پس پيروزى با او بود و بازگشت مردم به نزد پيامبر ٦ پس از فرارشان، به سبب ايستادگى و دفاع على ٧ به تنهايى از پيامبر ٦ بود.
و در آن روز، سرزنش خداى متعال، متوجّه همه مسلمانان فرارى شد، جز او و مردانى از انصار كه در كنار وى استوار ماندند كه هشت نفر بودند و چهار يا پنج نفر هم گفته شده است و حجّاج بن علاط سلمى، درباره كسانى كه على ٧ در احد كشت و توانايى او در جنگ و امتحان نيكويى كه داد، سروده است: