دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٩ - فصل يكم يارى پيامبر در تبليغ
سپس پيامبر خدا با آنان به گفتگو پرداخت و به دين، دعوتشان كرد و على ٧ را نيز در زمره آنان دعوت كرد؛ چون او هم از بنى عبد المطّلب بود. سپس ضمانت كرد كه اگر كسى از ميان آنان پشتيبانى و يارىاش كند، او را برادر دينى خود و وصىّ پس از مرگش و جانشين خويش گردانَد.
همه خوددارى كردند و تنها على ٧ پاسخ داد و گفت: من تو را بر آنچه آوردهاى، يارى مىدهم و بارت را بر دوش مىكشم و با تو بيعت مىكنم.
پس پيامبر ٦ چون ديد كه آنان، وى را وا نهادند و على ٧ يارىاش داد و از آنان سرپيچى و از او فرمانبردارى ديد و خوددارى آنان و اجابت على ٧ را به عيان مشاهده كرد، فرمود: «اين، برادر و وصى و جانشينم پس از من است».
آنان برخاستند، در حالى كه ريشخند مىكردند و مىخنديدند و به ابو طالب مىگفتند: از پسرت اطاعت كن. او را بر تو فرمان روا كرده است!
١١٣. الإرشاد: پيامبر ٦ در آغاز دعوت به اسلام، خويشان نزديكش را گِرد آورد و ايمان را بر ايشان عرضه داشت و از آنان، عليه كافران و متجاوزان، يارى خواست و در برابر اين يارى، بهره اين دنيا و سربلندى و پاداش بهشت را برايشان ضمانت كرد؛ ولى هيچ يك از آنان اجابتش نكرد، جز امير مؤمنان، على بن ابى طالب ٧.
پس پيامبر خدا در برابر آن، برادرى و وزارت و وصايت و وراثت و خلافت را به او بخشيد و بر اين پذيرش، بهشت را برايش واجب ساخت.
و اين مطلب در حديث «دار» است كه ناقدان اخبار، بر صحّت آن اجماع كردهاند، آن هنگام كه پيامبر خدا، بنى عبد المطّلب را در خانه ابو طالب گِرد آورد و آن گونه كه راويان مىگويند، چهل تن بودند، يكى كم يا بيش، و فرمان داد كه ران گوسفندى و يك مُد[١]
گندم را برايشان بپزند و يك صاع[٢] شير براى آنان آماده كنند، و اين در حالى بود كه برخى از آن مردان، معروف به خوردن يك گوسفند [و مانند آن] در يك مجلس و نوشيدن دوازده مُد[٣] نوشيدنى در همان مجلس بودند و پيامبر خدا خواست تا با آماده كردن خوردنى و نوشيدنى كم، آيتى در سير و سيراب شدن آنان از اين خوراك اندك كه [در حالت
[١] مُد، در حدود ده سير، يا ٧٥٠ گرم است.
[٢] هر صاع، سه كيلوگرم است.
[٣] حدود نُه كيلوگرم.