دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٢ - (١٢) حديث دوازده جانشين
سخن آنان را بشنوند و از آنان اطاعت كنند! ... از يزيد! از عبد الملكبن مروان! بايد گفت:
«كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً.[١]
سخنى بزرگ از دهانشان بر مىآيد. جز دروغ نمىگويند»
چگونه مىتوان تصوّر كرد كه پيامبر ٦، پيامآور كرامت، شرف، آزادى، صداقت و قداست، براى خود، جانشينانى ستمپيشه، فسادگستر، تيرهجان و جنايتپيشه معرّفى كند؟[٢]
بدون هيچ ترديدى، اگر كسى اصل روايت را بپذيرد كه چارهاى جز آن نيست، بايد به تفسير شيعه اقرار كند كه اينان، على ٧ و فرزندان او هستند؛ همان كسانى كه در برخى از رواياتِ پيامبر خدا، با اسم و به صراحت، ياد شدهاند؛ چرا كه:
١. آنان دوازده نفر و شناخته شدهاند، منطبق با حديث؛
٢. ائمّه، از قريشاند و آنان نيز از قريش؛
٣. ديديم كه ذيل برخى از روايتها، جمله: «همگى از بنىهاشماند» بود. آنان نيز چنيناند و همه از بنىهاشم. مؤيّد اين حقيقت، كلام بلند على ٧ است:
«إنَّ الأَئِمَّةَ مِن قُرَيشٍ غُرِسوا في هذَا البَطنِ مِن هاشِمٍ، لا تَصلُحُ عَلى سِواهُم، ولا تَصلُحُ الوُلاةُ مِن غَيرِهِم».
امامان، از قريشاند؛ چرا كه درخت امامت را در خاندان بنىهاشم كِشتهاند، و ديگران، درخور آن نيستند و جز آنان، كسى صلاحيّت امامت ندارد؛[٣]
[١] كهف، آيه ٥.
[٢] ر. ك: الإمامة و أهل البيت: ج ٢ ص ٧٦٥٦ نگاشته محمّد بَيّومى مهران، از نويسندگان بزرگ اهل سنّت مصر و استاد دانشگاه اسكندريه كه جنايات معاويه، يزيد، عبد الملك و ... را بر اساس متون تاريخى، نمايانده و آن گاه اين سؤال را در پيش ديد خواننده نهاده است كه: آيا با اين همه، اينان خلفاى پيامبرند؟!
[٣] نهج البلاغة: خطبه ١٤٤.