دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٥٩ - سخن معصومان در تفسير حديث
كنند، امام ٧ آنان را از سرِ سوز، نفرين مىكند.[١] آيا مىتوان تصوّر كرد كه اين همه سوز و گداز، تأكيد و تنبّه، و تلاش و روشنگرى براى فراموش نشدن غدير، فقط براى اين است كه پيامبر خدا در جملهاى فرموده بود: «على را دوست داشته باشيد و او را يارى كنيد»؟!
آيا مىتوان تصوّر كرد كه تهديد حاكمان براى به سكوت وا داشتن افراد، فقط براى اين بوده است كه نمىبايست جملهاى از پيامبر ٦ (كه: «على را دوست داشته باشيد») به گوشها و جانها مىرسيد؟! تهديدى كه سبب مىشود پس از سوگند امام ٧ از ميان انبوهى از كسانى كه در آن هنگامه شگفتْ حضور داشتند، تنها عدّه اندكى پاسخ گويند و بسيارى از سرِ ترس و طمع، لب فرو بندند؟! شگفتا!
|
«چون غرض آمد، هنر پوشيده شد |
/ صد حجاب از دل به سوى ديده شد».[٢] |
|
سخن معصومان در تفسير حديث
گفتيم آنان كه در آن هنگام حضور داشتند، از جمله: «هر كه من مولاى اويم، اين [على] مولاى اوست»، ولايت و زعامت و امامت را فهميدند و بر اين پايه به على ٧ تبريك گفتند و او را ستودند. اديبان و شاعران نيز چنان فهميدند و آن حقيقت را در چكامهها نهادند و به تاريخ سپردند. تيرهدلان نيز چنان فهميدند؛ ولى برنتابيدند و خيرهسرى كردند و موضع گرفتند.
اكنون مىخواهيم بگوييم كه امامان معصوم : نيز در هنگام تفسير حديث، اين حقيقت را بارهاى بار، علنى كردهاند. پس از اشاره به اين حقيقت، سخن را در اين قسمت به فرجام ببريم.
بارى، آن بزرگان و بزرگواران، آن اميران سخن و چشندگان جانِ علم نيز كه
[١] ر. ك: ج ٢ ص ٣٤١( نفرين على به پنهان كنندگان).
[٢] مثنوى مولوى.