دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٩ - ١٣/ ١٢ دعاهاى جامع پيامبر براى امام
٢٩٩. تاريخ دمشق به نقل از عبد اللّه بن حارث: به على بن ابى طالب ٧ گفتم: مرا از بالاترين منزلتت نزد پيامبر خدا آگاه كن.
گفت: باشد. روزى خوابيده بودم و پيامبر ٦ نماز مىخواند. چون از نمازش فارغ شد، گفت: «اى على! هيچ خيرى از خداى عز و جل نخواستم، مگر آن كه مانندش را براى تو خواستم، و از هيچ شرّى به خدا پناه نبردم، جز آن كه براى تو نيز از آن پناه خواستم».
٣٠٠. كتاب سليم بن قيس به نقل از مقداد: پيامبر خدا به على ٧ فرمود: «مژدهات باد اى برادر من!». كلام پيامبر ٦ در حالى بود كه اصحاب پيرامون پيامبر ٦، آن را مىشنيدند.
على ٧ گفت: خدايت بشارت خير دهد، و مرا فداى تو كند اى پيامبر خدا!
پيامبر ٦ فرمود: «چيزى از خدا نخواستم، مگر آن كه عطايم كرد، و چيزى براى خود نخواستم، جز آن كه مانندش را براى تو خواستم. من از خدا خواستم كه بين من و تو برادرى قرار دهد، و قرار داد. از او خواستم كه تو را پس از من ولىّ هر مؤمنى كند، و چنين كرد. از او خواستم چون به من لباس نبوّت و رسالت پوشانده، به تو لباس وصايت و شجاعت بپوشاند، كه پوشانْد. از او خواستم كه تو را وصىّ و وارث و خزانهدار علم من قرار دهد، كه قرار داد».
٣٠١. امام صادق ٧: پيامبر خدا، چون در قُدَيْد[١] توقّف كرد، به على ٧ فرمود: «اى على! من از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو پيوند ولايت ايجاد كند، كه چنين كرد. از پروردگارم خواستم كه ميان من و تو برادرى قرار دهد، كه قرار داد. از پروردگارم خواستم كه تو را وصىّ من قرار دهد، كه قرار داد».
دو مرد قريشى گفتند: به خدا سوگند، نزد ما يك من خرما در مشكى كهنه،
[١] قُدَيْد، نام مكانى در نزديكى مكّه است( معجم البلدان: ج ٤ ص ٣١٣). در تفسير العياشى بهجاى« قديد»،« غدير» آمده است.