دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٨٧ - ١/ ٦ ١ وصى
٣٤٤. فضائل الصحابة به نقل از انس بن مالك: به سلمان گفتيم: از پيامبر ٦ بپرس كه وصىاش كيست؟
سلمان پرسيد: اى پيامبر خدا! وصىّ تو كيست؟
فرمود: «سلمان! وصىّ موسى كه بود؟».
گفت: يوشع بن نون.
فرمود: «بىگمان، وصىّ و وارث من كه بدهى مرا ادا مىكند و وعدههايم را تحقّق مىبخشد، على بن ابى طالب است».
٣٤٥. پيامبر خدا ٦: اى على! ... تو وصىاى، تو ولىاى، تو وزيرى.
٣٤٦. كفاية الأثر به نقل از حُذيفة بن يَمان: گفتم: اى پيامبر خدا! چه كسى را براى ما به جانشينى مىگذارى؟
فرمود: «موسى بن عمران براى قومش چه كسى را جانشين گذاشت؟».
گفتم: وصىاش، يوشع بن نون را.
فرمود: «بىگمان، وصى و جانشين من پس از من، على بن ابى طالب است؛ رهبر نيكان و كُشنده كافران. كسى كه او را يارى كند، يارى مىشود و كسى كه او را وا نهد، وا نهاده مىشود».
٣٤٧. امام على ٧ ضمن يك سخنرانى، پس از بيعت مردم با ابو بكر، خطاب به مردم مدينه: سوگند به آن كه دانه را شكافت و جانداران را آفريد، به روشنى مىدانيد كه من، سرپرست شما و همان كسى هستم كه به پيروى از او، فرمان يافتهايد. من، داناى شما و همان كسى هستم كه نجات شما با علم اوست! من وصىّ پيامبر شما، برگزيده پروردگارتان، زبان نورتان و دانا به روش اصلاحتان هستم!