دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٤٤ - ١ پيامد آنچه گذشت
نهيم و از سر تذكّر بگوييم كه اگر در اين كلام پيامبر ٦ سخن از ولايت و سرپرستى آينده امّت در ميان نباشد، چنين تفسيرى چه لازمهاى خواهد داشت و آيا خِرَد، آن پيامدها را مىپذيرد، و از سوى ديگر، با تأمّل در حادثه و چگونگى شكلگيرى آن و مسائلى ديگر، تأكيد كنيم كه حق، همان است كه در تحليل واژگانى آن آمد و نه چيز و چيزهاى ديگر ...؛ و اللّه من وراء القصد.
قرائن دلالت حديث غدير بر امامت و خلافت
الف قرائن عقلى
١. پيامد آنچه گذشت
به اعتقاد ما، پيامد آنچه تا بدين جا آورديم، ترديدى باقى نمىگذارد كه پيامبرخدا در آن هنگامه عظيم، رهبرى آينده را تعيين كرد و پيشوايى آينده امّت اسلامى را رقم زد.
بر اين بيفزاييم كه اگر كسى بر اين باور باشد كه پيامبر ٦ در آن اجتماع عظيم و با آن خطابه بسى شورانگيز و جاودانه و با آن همه تأكيد، از خلافت و ولايت نگفت و آينده امّت را مسكوت گذاشت، بىگمان، آيندهنگرى و تعيين امام و رهبر آينده را از آنچه پيشتر آورديم نيز نخواهد فهميد.
بدين سان، بايد بگوييم كه پيامبر ٦ براى آينده امّت، طرحى نيفكنده و چگونگى پيشوايى پس از خود را تعيين نكرده و امّت را چونان رمهاى بىشبان، رها كرده است؛ چرا كه در آغاز اين درآمد، ديديم كه گمانههاى ديگر درباره آينده امّت، غير از گمانه تصريح بر رهبر آينده، ناپذيرفتنى و به شدّت نااستوارند.
نيز بايد بپذيريم كه پيامبر ٦ حقيقت را وا نگفته و كار تشخيص آن را به عصرها و نسلها سپرده است و .... آيا هيچ خِردى اين بىتوجّهى و سهلانگارى را از آن