دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٥ - ١/ ٥ نامها
پدرش اسد، او را «حيدرة»[١] ناميد. سپس او و ابو طالب، به الهام الهى توافق كردند كه وى را «على» بنامند.[٢]
امام ٧، نامهاى ديگرى نيز دارد كه در لابهلاى متون تاريخى و حديثى همين فصل خواهد آمد.
٢٦. علل الشرائع به نقل از فاطمه بنت اسد: من به درون كعبه رفتم و از ميوهها و روزىهاى بهشتى خوردم. پس چون خواستم بيرون بيايم، كسى مرا ندا داد: اى فاطمه! او را «على» بنام كه او على (بلند مرتبه) است و خداوندِ علىّ اعلى مىفرمايد: «نامش را از نام خود برگرفتهام و به ادب خود، تربيتش كردهام و بر دشوارىهاى دانشم آگاهش كردهام. اوست كه بتها را در خانهام مىشكند، و اوست كه بر بام خانهام اذان مىگويد و مرا تقديس و تمجيد مىكند. پس خوشا به سعادت كسى كه دوستش بدارد و اطاعتش كند، و واى بر كسى كه سرپيچىاش كند و دشمنش بدارد!».
٢٧. ينابيع المودّة به نقل از عبّاس بن عبدالمطّلب: هنگامى كه فاطمه بنت اسد، على را به دنيا آورد، او را به نام پدرش «اسد» ناميد؛ ولى ابوطالب به اين، راضى نشد و گفت: بيا تا شبى از كوه ابوقبيس بالا رويم و آفريدگار آسمان را بخوانيم، شايد كه ما را به نام او آگاه كند.
پس شب هنگام، حركت كردند و از كوه ابوقبيس بالا رفتند و خداى متعال را خواندند و ابوطالب، اين شعر را سرود:
اى پروردگارِ شب تيره
و صبح روشن درخشنده!
حكم قطعىات را برايمان بيان كن
كه اين پسر را چه بناميم.
[١] اسد و حيدره، دو گونه شير هستند.
[٢] آن گونه كه متون تاريخى نشان مىدهند، اين تغيير در اوان ولادت حضرت رخ داده است. از اين رو، آنچه از عطا نقل شده است كه چون از دوش پيامبر ٦ بالا رفت و بتها را شكست، به جهت هم خانواده بودن علىّ و علوّ، على نام گرفت، فاقد اعتبار تاريخى است و امرى ذوقى بيش نيست.