دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٠٥ - ١/ ٦ ٣ بهترين اوصيا
٣٧٠. امام على ٧ در احتجاج با خوارج: امّا [جواب] گفته شما كه من وصى بودم و وصايت را تباه كردم؛ شما كافر شديد و غير مرا بر من مقدّم داشتيد و كار را از من گرفتيد و من، به سبب شما كافر نشدم؛ چرا كه بر اوصيا نيست كه به سوى خود فرا بخوانند و تنها، پيامبران به سوى خود دعوت مىكنند.
وصى را نشان دادهاند و او بىنياز از دعوت [مردمان] به سوى خود است و اين، وظيفه ايمانآورندگان به خدا و پيامبر اوست [كه چنين كنند]. خداوند متعال فرموده است: «براى خداست بر [عهده] مردمْ حجّ خانه كعبه، هر آن كس كه راهى بدان بيابد». پس اگر مردم، حج را وا نهند، با وا نهادن آنان، كعبه كافر نمىشود؛ بلكه آنها هستند كه كافر مىشوند؛ چون خداى تبارك و تعالى آن را برايشان نشانه قرار داد و مرا همينگونه نشانه قرار داده است، آنجا كه پيامبر خدا فرمود: «اى على! تو مانند كعبه هستى؛ به سوى آن مىآيند وآن [به سوى كسى] نمىآيد».[١]
١/ ٦- ٣ بهترينِ اوصيا
٣٧١. پيامبر خدا ٦ در بيمارى وفاتش خطاب به فاطمه ٣: من خاتم پيامبران و گرامىترينِ آنان پيش خدا و محبوبترينِ آفريدگان در نزد خداى عز و جل هستم و من، پدر تو هستم. وصىّ من [نيز] بهترينِ اوصيا و محبوبترينِ آنان نزد خداست و او همسر توست.
٣٧٢. پيامبر خدا ٦ به فاطمه ٣: پيامبر ما، برترينِ پيامبران است و او پدر توست. وصىّ ما، بهترينِ اوصياست و او همسر توست.
[١] ر. ك: ج ٨، ص ١٣٣( مثل او مثل كعبه).