دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٨ - ١ سند حديث
گويا سخن گفتن از سند حديث و استوارى گزارش آن در منابع حديثى، سخنى زايد باشد. از اين رو، گفتار تنى چند از محدّثان را مىآوريم و بحث را در بُعد ديگرى از آن ادامه مىدهيم:
حاكم نيشابورى در المستدرك على الصحيحين، حديث غدير را نقل كرده و پس از آن، در يك مورد نوشته است:
اين حديث، مطابق شرط شيخين (بخارى و مسلم)، صحيح است؛ ولى اين دو، آن را نقل نكردهاند.[١]
نيز در موردى ديگر، پس از نقل آن، نوشته است:
سند اين حديث، صحيح است و آن دو، نقلش نكردهاند.[٢]
ترمذى، پس از نقل اين حديث در السنن، نوشته است:
اين حديث، نيكو و صحيح است.[٣]
ذهبى نيز نوشته است:
اين حديث، قطعى و ترديد ناپذير است.
ذهبى، در ذيل شرح حال ابن جرير طبرى نوشته است:
چون به ابن جرير خبر رسيد كه ابن ابى داوود به حديث غديرِ خُم ايرادى گرفته است، كتاب الفضائل را نوشت و در «صحيح» بودن سند حديث، سخن راند. من، يك جلد از طرق اين حديث را به روايت ابن جرير ديدم و از كار او و فراوانى طرق اين حديث، به شگفت آمدم.[٤]
[١] المستدرك على الصحيحين: ج ٣ ص ١١٨ ح ٤٥٧٦.
[٢] المستدرك على الصحيحين: ج ٣ ص ٦٣١ ح ٦٢٧٢.
[٣] سنن الترمذى: ج ٥ ص ٦٣٣ ح ٣٧١٣.
[٤] تذكرة الحفّاظ: ج ٢ ص ٧١٣ ح ٧٢٨. براى آگاهى از اهميّت كتاب طبرى، ر. ك: الغدير فى التراث الإسلامى: ص ٣٥.