دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٢ - بررسى و تحليل
بپردازد، خواه نقض پيمان با مشركان باشد همان گونه كه در برائت بود يا حكم الهى ديگرى كه ابلاغش بر عهده پيامبر ٦ است و اين، غير از ديگر رسالتهاى پيامبر ٦ است كه ابلاغش وظيفه شخص ايشان نيست، مانند نامههايى كه به پادشاهان و امّتها و اقوام گوناگون فرستاد و آنان را به اسلام دعوت كرد و يا ديگر نوشتههايى كه در امور دينى و حكومتى مردم به وسيله افرادى از ميان مسلمانان به سوى آنان مىفرستاد.
تفاوت آشكارى ميان اين گونه امور، و برائت و احكامى مانند آن است؛ زيرا مضمون آيههاى برائت و احكامى مانند: نهى از برهنه طواف كردن و ممنوعيت حج گزاردنِ مشركانْ پس از آن سال، احكامى الهى بودند كه بهتازگى نازل شده و هنوز تبليغ و بيان نشده و به مخاطبان اصلى، يعنى مشركان مكّه و حاجيان غير مسلمان، نرسيده بودند و رسالت الهى ابلاغ اين گونه احكام، به عهده شخص فرستاده خداست؛ و پيامبر ٦ تنها در مواردى به اعزام اشخاصى براى تبليغ اكتفا مىكرد كه از بيان اوّليه آن احكام و ابلاغ به كسانى كه مىتوانست به آنها برساند، فارغ شده بود (مانند دعوت به اسلام و احكام و فرمانهاى دين) و مىگفت: «حاضران به غايبان برسانند».
پيامبر ٦، چون در ادامه رسالتش به دعوت كسانى روى آورد كه اطمينانى به رسيدن دعوتش به آنان نبود و يا مجرّد رسيدن، اثر نداشت و بايد با ارسال نامه و يا پيك به شأن او توجّه و از او دعوت خصوصى مىشد، از ارسال پيك يا نامه بهره مىگرفت، همچنان كه در دعوت فرمان روايان انجام شد.
و محقّق منصف بايد در سخن «لايؤدّى عنك إلّا أنت أو رجل منك»، نيك بنگرد؛ زيرا [قيد «از جانب تو» آورده و] گفته است: «ابلاغ نمىكند از جانب تو، جز تو» و نگفته است: «ابلاغ نمىكند جز تو يا مردى از تو» تا اشتراك در رسالت را برساند و نيز نگفته است: «ابلاغ نمىكند از تو مگر از تو» تا رسالتهاى ديگرى را هم كه به هر مؤمن شايستهاى مىداد، شامل شود؛ زيرا مفاد سخن «لايؤدّى عنك إلّا أنت أو رجل منك» آن است كه رسالتهايى كه به