دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٧ - ١/ ٧ لقبها
پيامبر ٦ به فاطمه فرمود: «پسر عمويت كجاست؟».
گفت: در مسجد است.
پس به سوى او رفت و ديد كه ردايش از پشتش افتاده و خاك بر پشتش نشسته است. پس شروع به زدودن خاك از پشت او كرد و مىفرمود: «اى ابو تراب، بنشين! اى ابو تراب، بنشين!».[١]
٤٠. علل الشرائع به نقل از ابن عمر: با پيامبر ٦ در نخلستانهاى مدينه بودم و ... ايشان به دنبال على ٧ مىگشت تا اينكه به ديوارى رسيد. نگاهى انداخت و على ٧ را ديد كه در زمين كار مىكند و غبارآلود است. پس فرمود: «مردم را سرزنش نمىكنم اگر به تو كُنيه ابوتراب بدهند!».
٤١. تذكرة الخواص: امّا كنيهاش: ابو الحسن، ابو الحسين، ابو القاسم، ابو تراب و ابو محمّد است.
١/ ٧ لقبها
ژرفاى اقيانوس شخصيت على ٧ را دسترس نيست و ابعاد عظيم شخصيت آن چهره بىبديل تاريخ، يافتنىنيست. امام ٧، القاب[٢] و اوصاف بسيارى دارد كه هر
[١] در برخى از منابع آمده است كه ميان امام على ٧ و فاطمه ٣ اختلافى پديد آمد و على ٧ خانه را با ناراحتى ترك كرد و به حالت قهر در مسجد خوابيد و چون غبارآلود شد، ابوتراب نام گرفت؛ امّا مسلّم است كه اين بخش از متن موجود، مجعول است و به وسيله دشمنان و معاندان امام على و فاطمه ٨ ساخته و پرداخته شده است؛ زيرا آن دو بزرگوار، هر دو معصوم و از اين گونه امور، مبرّا هستند و افزون بر اين، امام على ٧ خود، پس از شهادت فاطمه ٣ فرمود:« او هرگز مرا خشمناك نكرد».
[٢] لقب، غير از كنيه است و همان صفت مشهورى است كه براى ستايش يا نكوهش شخص به كار مىرود، مانند صادق و كذّاب.